http://sistan-e-man.blogfa.com |
عامل اصلي كشتارهای اخير زاهدان، تعاليم نادرست حوزه هاي علميه اهل سنت است. امروز برخي عامل اصلي حوادث اخير را تعاليم مدارس اهل سنت مي دانند كه در متون آموزشي آنها تعاليم بعضي نادرستي آموزش داده ميشود تا به كشتار دست بزنند حتي در بعضي از اين کتابها جان و مال شيعيان مباح شمرده شده. به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» آيتالله مكارم شيرازي امروز در ديدار آقاي مولوي عبدالحميد و علماي اهل تسنن فرمودند:
ما با شيعيان و اهل سنت قرنها زندگي كرديم و مشكلي با هم نداشتيم و من در ايام تبعيد در چابهار و مهاباد كه در ميان برادران اهل تسنن بودم با علماي اهل سنت دوستي داشتيم.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به درخواست ايران از پاكستان براي پايان دادن به عمر گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي تاكيد كرد: اگر در اين زمينه همكاري نشود ايران ناگزير به انجام كارهاي ديگر ميشود.
وي تصريح كرد: در سفر وزير كشور به پاكستان مقامات عاليرتبه آن كشور درخواست ما براي مبارزه با تروريسم و نابودي گروهك عبدالمالك ريگي را دريافت كردهاند. وي تصريح كرد: جمهوري اسلامي در زمينه برخورد با تروريسم و تحويل گرفتن سركرده گروهك موسوم به جندالله خواستار پاسخ پاكستان است و بهتر است آنها در اين خصوص تعامل كنند تا ناگزير به انجام كارهاي ديگر نشوند.
به گزارش خبرگزاري ها به نقل از روابط عمومي فرمانداري زابل، تمام ادارات و مدارس بخشهاي شيبآب، مركزي و پشتآب شهرستان زابل به خاطر وزش طوفان گرد و خاك شديد، تعطيل شد.
بر اساس گزارش كارشناس پيشبيني هواشناسي سيستان و بلوچستان، طوفان گرد و خاك، صبح امروز در سيستان به 75 كيلومتر در ساعت رسيد.
نکته : فقط کافیه این طوفان از حوالی تهران رد بشه ! بیا و ببین که مسئولان محترم و دلسوز چه کارها که نمیکنند ؟ بخدا قسم ایران فقط تهران نیست ..........
مردی به دلیل نامعلوم در زاهدان خودسوزی کرد .
فریادهای مردی جوان به نام به نام «محمدرضا - ش» که آتش از سراپای وجودش زبانه می کشید در خیابان خرمشهر - میلان 16 - زاهدان ، لرزه بر جان مردم انداخت.سپس شعله های سرکش با تلاش همسایگان و کمک رسانان ایستگاه شماره 3 آتش نشانی ، مهار شد اما خستگی بر تن آنان ماند ؛ چون ««محمدرضا» زنده زنده در خانه اش سوخته بود. با مرگ دلخراش این مرد ، بازپرس کشیک و پلیس برای افشای راز خودسوزی او به قربانگاه رفتند و جنازه به پزشکی قانونی فرستاده شد.
پیش از این ، پسر 21 ساله ای به نام «عبدالسلام.غ» در خیابان امام خمینی - کوی بذر میلان یکم - زاهدان ، خودسوزی کرد و جان سپرد. همچنین دختر 13 ساله ای به نام «فتانه» در کوی میلان 33 خیابان «مجدیه» زاهدان به شیوه مشابه به استقبال مرگ رفت.از سوی دیگر ، زنی به نام «عایشه» که در کوی میلان 51 خیابان «آزادی» زاهدان خودسوزی کرده بود تسلیم مرگ شد.
نکته : این خبرهای دردآور زنگ خطری هست برای همه ما و بخصوص ، مسئولین ، علما و خانواده ها که بیشتر از پیش چشم خود را بروی واقعیتهای جامعه باز کنند و بزرگترها سعی کنند که جوانان را بیشتر درک کنند .
جانشين فرمانده كل سپاه از دستگيري سركرده گروهك تروريستي ريگي در مهرماه در شهر كويته پاكستان خبر داد و گفت: اين شرور تنها بعد از يك ساعت با مداخله عوامل اطلاعاتي و سرويسهاي اطلاعاتي كشور همسايه ما آزاد ميشود.

سردارسلامي در بخش ديگري از صحبتهاي خود در خصوص زمينه اقدامات تروريستي و همچنين گروهك ريگي، اظهار داشت: اينها داراي اعتقادات وهابيگري و سلفيگري افراطي هستند كه هم با اهل تسنن و هم با شيعيان مخالفند كه البته تعداد آنها در حدود 30 نفر برآورد شده است.
وي عبدالمالك ريگي را داراي يك شخصيت تحقير شده دانست كه تا سن 16 سالگي به فروشندگي سيديهاي مبتذل مشغول بوده و افزود: همين عقدههاي شخصيتي او را به سمت وهابيگري و سلفيگري افراطي كشانده است و با داشتن روحيههاي شرارت و كينهجويي، به شبكه طالبان يا القاعده متصل ميشود.
سلامي با تاكيد بر اينكه گروه او حتي در حد يك گروهك كه قابل بيان باشد، نيست، خاطرنشان كرد: اما وقتي اين افراد به سياستهاي دولتهايي در منطقه كه به دنبال انتشار روحيات وهابيگري هستند، متصل ميشوند كه همان اسلام آمريكايي مبتني بر قشريگري، افراطي و مخالف تفكرات شيعه و سني است، اين پديده شوم را شكل ميدهند و به نوعي دنباله سياستهاي منطقهاي آمريكا، انگليس و برخي كشورهاي منطقه ميشوند تا بتوانند با ايجاد ناامنيهايي، دغدغهها و نگرانيهاي امنيتي درست كنند و در اين زمان است كه نام آنها بر سر زبانها مطرح ميشود.
مسوولان گارد مرزي پاكستان از دستگيري سه تن به اتهام دست داشتن در برنامهريزي براي انجام عمليات انتحاري تروريستي در منطقه سرباز استان سيستان و بلوچستان كه چندي پيش به وقوع پيوست، خبر دادند به گفته اين مسوولان نيروهايي پاكستان اين افراد را در جريان حمله به منطقه "تربت" جنوب غربي استان بلوچستان در پاكستان دستگير كردند.
اين مسوولان بيان كردهاند ارتش پاكستان در چارچوب توافقنامه همكاري با ايران براي تعقيب عاملان عمليات انتحاري اخير در سيستان و بلوچستان ،عملياتهايي را در مناطق مختلف و در نزديكي مرزهاي پاكستان و ايران انجام داده است. در جريان حادثه تروريستي اخير در سيستان و بلوچستان، مقامات امنيتي ايران اعلام كردند شواهدي در دست دارند كه نشان ميدهد گروهك ريگي كه مسووليت اين عمليات را برعهده گرفته ، از داخل پاكستان حمايت ميشود.
نکته : خبر فوق را سایت تابناک گذاشته بود و من هم اگر یادتان باشد چند روز قبل دو خبر در خصوص دستگیری عده ای از مزدوران جندالله در منطقه تربت و همچنین تحرکات جدید ارتش پاکستان برای مقابله با این گروهک در نزدیک مرز گذاشته بودم ، این خبر تابناک صحت گفته بنده را تائید میکند .
لینک خبر که در سایت تابناک موجود است :
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=71602
این هم لینک خبرهای وبلاگ " سیستان من " که در روزهای قبل نوشتم.
"موسي خمري" شهردار هامون شهر در ديدار با معتمدان و ريش سفيدان هامون شهر اظهار داشت: تاريکي مطلق معابر مشکلات زيادي را براي شهروندان بوجود آورده بود که شهرداري وظيفه خود دانست که اين معضل شهري را هر چه سريعتر حل کند. وي افزود: همچنين عمليات زير سازي و آماده سازي بلوار شهيد مطهري به طول 80 متر و بلوار اصلي شهر به 400 متر آغاز شده است. او ادامه داد: امسال براي بهسازي معابر هامون شهر 300 ميليون ريال اعتبار اختصاص يافته است. خمري بيان کرد: مسوولان بايد براي توسعه و آباداني اين شهر اعتبارات بيتشري را به هامون شهر اختصاص دهند.
هامون شهر (شهرک علي اکبر سابق) در 25 کيلومتري شهرستان زابل مرکز سيستان واقع شده است.
بر اساس احکام صادره از سوي فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، سرهنگ "محمد فدايي ملاشاهي" بعنوان جانشين مرزباني سيستان و بلوچستان منصوب شد.
همچنين سرهنگ "احمد شهرکي" بعنوان معاون هماهنگ کننده فرماندهي مرزباني اين استان منصوب شد.

با آرزوی توفیق برای این عزیزان
سردار سرلشکر جعفري فرمانده کل سپاه امروز در مراسم معارفه فرماندهان جديد قرارگاه قدس جنوب شرق کشور و سپاه سلمان سيستان و بلوچستان اظهار داشت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مقابله با تهديدهاي دشمنان هراسي ندارد و هوشيار و آماده است.

در پايان اين نشست سردار "قدرت الله منصوري" بعنوان فرمانده جديد قرارگاه قدس سپاه در جنوب شرق کشور و سردار "عليرضا عظيمي (جاهد)" بعنوان فرمانده جديد سپاه سلمان سيستان و بلوچستان معرفي شدند.

لازم بذکر است که سردار جاهد در سال ۷۰ از فرماندهان سپاه استان بودند.
با آروزی توفیق برای این سرداران عزیز ، با رشادتی که در بچه های سپاه سراغ داریم مطمئن هستم که در آینده ریشه ناامنی در شرق کشور خشکیده میشود . خدا قوت سردار
هر پرچمی که از دست سرداری بیافتد ، سردار دیگری آن را برداشته و به میدان می آید
مزدوران فکر کردند که چون پرچم اسلام از دست سردار شهید شوشتری افتاد دیگر کار تمام است .اما کور خوانده اند چون سرداران رشید سپاه در جنگ ثابت کردند که از شهادت هراسی ندارند و مرد روزهای سخت هستند . و یک خبر خوب دارم :
جانشینان سرداران شهید شوشتری و محمدزاده مشخص شده اند و در روزهای آینده شروع بکار خواهند نمود و در ضمن نشست سپاه با بزرگان و ریش سفیدان طوایف بلوچ که به علت عملیات تروریستی انجام نشد ، طی روزهای اینده در همان شهر پیشین برگزار خواهد شد . به کوری چشم تروریستها

سلام و صلوات خدا بر شهید شوشتری و همرزمان شهیدش
خبرگزاری ایرنا عکسی از عامل عملیات تروریستی منطقه پیشین را چاپ نموده که در ادامه مطلب میتوانید آنرا ببینید .
قضاوت با خودتان : ایا این شخص ملعون که تعدادی از مردم عادی هموطنش و پاسداران کیان جمهوری اسلامی را به خاک و خون کشاند عاقبت به خیر شده یا آن جوانی که در جبهه و برای دفاع از میهن و ناموس خود را بروی مین می اندازد و شهید میشود ... کدامشان نزد خدا محبوب تر است ؟
بجای مقدمه : جای همه خالی ، شب میلاد آقا امام رضا (ع) در حرم رضوی بودم و پس از مدتها تونستم با خدایم خلوتی واقعی داشته باشم و عجب آرامشی به من دست داد ....نایب الزیاره همه بودم . در این خصوص بعدا" مطلب خواهم نوشت اما مسئله مهمتر اینه :
این یکی دو روز تعدادی از سایتهای خبری در خصوص نقش عربستان در حمایت از گروهک جندالله مطالب مختلفی نوشتند و به نقد و بررسی این موضوع پرداختند ! اما به نویسندگان این مطالب عرض میکنم که : ساعت خواب ! من مدتها قبل ( ۱۲/۳/۸۷ ) به این مسئله اشاره کردم اما بیشتر عزیزان این قضیه را جدی نگرفتند..( این هم لینک خبر : http://sistan-e-man.blogfa.com/post-65.aspx ) البته یکی دو نفر از مدیران وب سایتهای معروف خبری از بنده پرسیده بودند که منبع خبرهای من از کجاست و من هم به فراخور موضوع به آنها جواب دادم.
از ابتدای تشکیل گروهک جندالله ،قرار بر این بود که یک گروه سنی مذهب با گرایشات طالبانی و بسیار خشن در جنوب شرق کشور بوجود بیاید و بی محابا دست به کشتار شیعیان بزند تا هم اوضاع داخلی ایران را ناامن جلوه دهند ، هم زهرچشمی از دولت بگیرند و هم زمینه را برای جنگ مذهبی فراهم کنند. و نمونه بارز این ادعا فیلم ویدئویی که قبل و بعد از فاجعه تاسوکی منتشر شد که در آن شخص عبدالمالک ریگی رو به دوربین اعلام کرد : چون جمهوری اسلامی به جوانان بلوچ رحم نمیکند و آنها را میکشد پس ما هم مردم عادی شیعه را قتل و عام میکنیم تا درس عبرتی برای حکومت باشد !
چند روزی که از قضیه تاسوکی گذشت و خوراک تبلیغاتی خوبی برای برخی رسانه ها فراهم شد ، یکی از وبسایتهای فارسی زبان مقیم خارج ! مصاحبه ای با عبدالمالک انجام داد ، پس از آن شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و ....خلاصه در عرض یکسال عبدالمالک ریگی بی سر وپا شد امیر عبدالمالک ..! و یکی از شبکه هایی که بیش از دیگران با او در ارتباط بود کانال یک به مدیریت شهرام همایون هست که در آن زمان چندین مصاحبه با عبدالمالک انجام داد و مجری اکثر آن مصاحبه ها شخصی بنام علیرضانوری زاده بود ... و در همان زمان نوری زاده پیشنهادی به عبدالمالک داد که مورد موافقت قرار گرفت و آن پیشنهاد ها این بود که : اسم جندالله به جنبش مقاومت مردمی ایران تغییر پیدا کند و گستره فعالیت این گروه از بلوچستان به کل کشور تسری یابد . و اینگونه شد که فعالیت جندالله وارد فاز جدیدی شد.
اولین حمایت خارجی از جندالله توسط سازمان جاسوسی آمریکا صورت گرفت پس از آن سازمان اطلاعات ارتش پاکستان که جریانات تندروی طالبانیسم در آن ریشه دارد به حمایت مخفیانه از جندالله مبادرت ورزیدند . در همین زمان بود که کم کم پای وهابیون عربستان به این جریان باز شد و در اولین مرحله یکی از وهابیون عرب دیداری با یکی دو نفر از اعضای جندالله داشت و پس از آن سازمان "رابطه العالم الاسلامی "که در ظاهر یک موسسه فرهنگی است با نمایندگان ارشد جندالله در محله شهباز تاون (shahbaz town ) شهر کویته پاکستان جلسه مهمی را برگزار نمود و در آن جلسه توافق نهایی برای کمک مالی از سوی سازمان رابطه العالم اسلامی به نمایندگی از عربستان صورت گرفت و از آن سوی گروهک جندالله تعهد نمود که برخی از فعالیتهای تروریستی در داخل ایران را با نظر و راهنمایی عربستان انجام دهد .
دیروز در برخی از سایتها خواندم که عبدالمالک سفرهایی به امارات و عربستان در قالب سفر حج داشته و در این سفرها با مقامات اطلاعاتی کشورهای ذکر شده دیدار و گفتگو نموده ... که بنده قویا" این قضیه را تکذیب میکنم و بطور یقین اعلام میکنم عبدالمالک ریگی از روز ابتدای شکل گیری گروهکش تا امروز فقط یکی دو سفر به افغانستان ( آنهم در روزهای ابتدایی فعالیتش ) داشته و پس از آن در پاکستان سکنی گزیده و فقط پس از انجام هر عملیات به مدت چند روز به شهر کویته پاکستان اقامت میکرده و سپس به مخفیگاه خود در مناطق صعب العبور کوهستانی پاکستان مراجعت میکرده و تمام ارتباطات او با سازمانهای اشاره شده از طریق نمایندگان تام الاختیار وی صورت گرفته .
در این چند روزی هم که دولت پاکستان قول همکاری در خصوص دستگیری عبدالمالک را داده و تحرکاتی هم در این خصوص انجام گرفت ، عبدالمالک به همراه چند نفر دیگر از اعضای ارشد گروهش به مکان نامعلومی در مناطق کوهستانی پاکستان گریخته و در داخل مقر اصلی جندالله ،هیچ کسی از محل حضور او خبری ندارد .
پیشنهاد میکنم این مطلب را حتما" بخوانید و خبرهای آنروز با اتفاقات امروز را مقایسه کنید:
فرا رسیدن ۱۱ ذیقعده سالروز میلاد آقا امام رضا(ع) هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت و قبله دلهای شیعیان ، بر تمام محبان آن حضرت مبارک .

یک خاطره :
در زاهدان همسایه ای داشتیم که بلوچ و اهل سنت بودند و بسیار هم خانواده محترم و بی سر و صدایی بودند . این خانواده چهار تا بچه داشت سه تای اول دختر و آخریش یک پسر بود که در آن زمان حدودا" ۹ یا ۱۰ سال سن داشت .
در سال ۱۳۷۵ مرد این خانواده ( که دو سال قبل به رحمت خدا رفت ) دچار ناراحتی قلبی میشود و بنا به سفارش آشنایان جهت مداوا به دکتر رفیقدوست ( پزشک حاذق سیستانی مقیم مشهد ) در مشهد مقدس مراجعه میکند و چند روزی را در آن شهر سپری میکند .
همسر این مرد تعریف میکرد که : وقتی شوهرم را بستری کردند من با دختر بزرگم و تنها پسرم در یکی از هتل های نزدیک حرم امام رضا (ع) مستقر شدیم و من برای اقامه نماز به حرم مراجعه میکردم اما با توجه به اعتقاداتی که داشتم سعی میکردم که در همان صحن نمازم را بخوانم و نزدیک ضریح مقدس نمیشدم ! چون اصلا" به زیارت و اینجور چیزها اعتقاد نداشتم اما در دلم احترام خاصی برای ائمه قائل بودم . خلاصه در همان روزهای نخست پسرم دچار سرما خوردگی شد و من هم چند تا قرص و دارو از داروخانه تهیه کردم و بهش دادم ... یک شب که خواب بودم متوجه صدای ناله پسرم شدم و دیدم که تب شدیدی کرده ، من هم یکی دو ساعت مشغول پاشویه و این قبیل کارها شدم اما دیدم نتیجه ای نمیگیرم تا ناگهان پسرم دچار تشنج شد و دهانش قفل شد ... من که یک زن تنها و در شهر غربت بودم ماندم که چکار بکنم و با گریه و زاری بچه را به بغلم گرفتم و به پائین هتل رفتم و به مسئول هتل گفتم که به تاکسی تلفنی زنگ بزند ... خلاصه بچه به بغل در پائین هتل چند لحظه ای منتظر تاکسی شدم که ناگهان چشمم به گنبد طلایی حرم افتاد .. ناگهان دلم لرزید و بی اختیار بسوی حرم دویدم و سراسیمه وارد صحن مطهر شدم و با اینکه اصلا" مسیر رسیدن به ضریح را نمیدانستم اما گویی کسی من را راهنمایی میکند و مقابل ضریح رسیدم و با گریه و شیون از امام رضا خواستم شفای بچه ام را از خدا بگیرد ... نمیدانم چقدر طول کشید که من به سر و صورتم میزدم و گریه میکردم اما در کمال ناباوری دیدم که پسرم چشم باز کرده و با چشمانی اشک الود به من و صحن نورانی حرم نگاه میکند .....
خلاصه از همان جا برگشتم و پسرم را به بیمارستان رساندم و پزشکها مداوایش کردند.... این قضیه را به شوهرم نگفتم چون ترسیدم که من را متهم به خرافاتی بودن بکند ... اما بعد از اینکه حال شوهرم خوب شد و ماهها از آن قضیه گذشت این مطلب را به او گفتم و قول گرفتم که سالی یکبار من و پسرم را به مشهد ببرد و الان سالهاست که تابستان به مشهد میرویم و طبق نذری که دارم قسمتی از صحن حرم را من و پسرم جاروب میکنیم .....

چند تا عکس هم از سالهای دور و قدیم حرم در ادامه مطلب گذاشتم که دیدنش ضرر نداره
دقایقی پیش خبری داشتم مبنی بر درگیری بین یک گروه ناشناس مسلح با گروهی از تروریستهای جندالله .
گویا : تعدادی از جوانان منطقه پیشین و راسک ( بستگان شهدای بومی منطقه در عملیات تروریستی پیشین ) که در صدد انتقام خون بستگان خود بودند و از همان هفته قبل در خاک پاکستان بدنبال عبدالمالک هستند و با سرنخ هایی به نزدیکی یکی از مقرهای گروهک جندالله میرسند که در این هنگام درگیری بین دو گروه آغاز میشود و تعدادی از دو طرف کشته و یا زخمی میشوند .
طبق خبر موثق :جوانان منطقه مکران که به گروهک جندالله پیوسته بودند از این عملیات که تعدادی از مردم عادی و دو زن و چند کودک هم در میان کشته شدگان بودند ابراز ناراحتی و نارضایتی کرده و تهدید به خروج از این گروهک کردند و با ذکر این نکته که عبدالمالک ریگی و تعدادی از اعضای اصلی جندالله از دوشنبه هفته قبل در کوهها متواری میباشد و فعلا" شخص تصمیم گیرنده ای در بین این گروه وجود ندارد . به همین دلیل در داخل این گروه هرج و مرج شده و هر آن بیم دستگیری آنها توسط پلیس پاکستان میرود.
چنانچه در خصوص درگیری امروز خبر جدیدی رسید حتما" جهت اطلاع هموطنان در وبلاگ میگزارم
ستوان یکم پاسدار علی مطهری نژاد که در روز حادثه تروریستی پیشین زخمی و در بیمارستان چابهار بستری بود بدلیل شدت جراحات وارده به جمع یارانش پیوست و شهید شد .
پیکر پاک این سرباز فداکار اسلام فردا در محمد آباد زابل تشییع و بخاک سپرده میشود. روحش شاد
طبق جدیدترین خبرها : متعاقب هشدار جدی دولت ایران به پاکستان در خصوص برخورد با گروهک عبدالمالک ریگی . در یکی دو روز گذشته تحرکات جدیدی از سوی پاکستان برای مبارزه با این گروهک در خاک پاکستان آغاز شده .
نظامیان پاکستان بطور گسترده در مناطق هم مرز با ایران مستقر شده اند البته این دفعه نیروهایی از ارتش پاکستان و نه پلیس! که تابحال سابقه نداشته ...
مرزهای تفتان ، کشتگان ( سراوان ) و مرز ریدیک ( پیشین) که به منطقه مند و شهر تربت نزدیک است بطور کامل تحت کنترل قرار دارد و بعضی از اماکنی که قبلا" عبدالمالک ریگی در آنجا دیده شده و یا حضور داشته مورد بازرسی قرار گرفته و همین امر باعث شده که عبدالمالک و تنی چند از اعضای اصلی جندالله در کوهها متواری و مخفی شوند .
خبر میرسد که پس از عملیات تروریستی پیشین و کشته شدن تعدادی از ریش سفیدان بلوچ در آن حادثه ، تعدادی از جوانان بلوچ که با شهدا نسبت فامیلی داشتند بطور جدی در تعقیب عبدالمالک هستند و همین امر باعث شده تا او از ترس کشته شدن بدست افراد خودش ! بصورت کاملا" مخفیانه در کوهها زندگی کند.... انشاالله در روزهای پیش روی خبرهای خوبی را خواهیم شنید .
معاون امنيتي - انتظامي سيستان و بلوچستان در گفت و گو با ايرنا، تازه ترين اطلاعات به دست آمده از عامل انفجار تروريستي روز يکشنبه 26مهرماه در نشست هم انديشي سران قبايل و طوايف در پيشين شهرستان سرباز را تشريح کرد.
دقایقی قبل خبرگزاریها اعلام کردندکه دولت پاکستان ۱۸ نفر از اعضای گروهک جندالله را دستگیر و تحویل ایران داده این خبر را رحمان مالکی وزیر کشور پاکستان تائید نمود .
طبق شنیده ها : گویا دو روز قبل پلیس پاکستان به یکی از مقرهای گروهک جندالله در اطراف شهر تربت ( نزدیک منطقه مند بلو ) حمله نموده و این نفرات را دستگیر کرده البته خبر داده بودند که خود عبدالمالک هم در آن مقر هست و هدف اصلی پلیس پاکستان هم دستگیری شخص عبدالمالک بوده . این افراد در عملیات تروریستی چند روز قبل منطقه پیشین نقش اصلی راداشتند. خبرهای تکمیلی متعاقبا" اعلام میشود.
گویا دولت پاکستان عزم خود را جهت نابودی این گروهک جزم کرده ...
خبر خیلی کوتاه بود : سردار شوشتری هم جاودانه شد ........
این متن پیام کوتاهی بود که روز یکشنبه ساعت حدودا" 30/9 صبح بر صفحه تلفن همراهم نقش بست . من که در پشت فرمان خودرویم در حال رانندگی بودم ناگهان در گوشه ای از خیابان متوقف شدم و دوباره آن پیام کوتاه را خواندم گیج شده بودم و اصلا" نمیدانستم که در اطرافم چه میگذرد خیلی زود به آن دوستی که برایم این پیام را فرستاده بود زنگ زدم و از آن طرف خط فقط صدای هق هق گریه می آمد پرسیدم : فقط بگو که شوخی کردم ... اما دوستم از آن طرف خط گفت : نه بخدا نه شوخی نیست و حقیقت دارد سردار شوشتری به همراه تعداد دیگری از همرزمانش به قافله شهدا پیوستند و دیگر نتوانست صحبت کند ...

خاطرات همین چند ماه قبل مثل پرده سینما جلوی چشمم ظاهر شد که : یکی از دوستان در سپاه زاهدان بهم گفت که نیروی زمینی سپاه امنیت منطقه شرق کشور رو دست گرفته و سرلشکر جعفری فرمانده سپاه دستور داده که نیروهای سپاه با اقتدار بایددر منطقه بلوچستان حضور داشته باشند و به همین خاطر سردار شوشتری جانشین نیروی زمینی سپاه در منطقه حاضر شده تا شخصا"فرماندهی نیروهای عملیاتی رو به عهده داشته باشند .. پرسیدم سردار شوشتری چطور آدمی هست ؟ گفت : باید اون رو از نزدیک ببینی تا بتونی بشناسی و من هم خیلی مشتاق شدم تا این عزیز رو از نزدیک ملاقات کنم. مدتی گذشت و آوازه نام سردار شوشتری در کل استان پیچید ... همه از اخلاق نیک و حسنه او صحبت میکردند با چند نفر از ریش سفیدان بلوچ در زاهدان که هم صحبت شدم فقط از اخلاق سردار صحبت میکردند و میگفتند که وقتی در حضور سردار هستیم احساس آرامش میکنیم و انگار سالهاست که او را میشناسیم خدا حفظش کند خیلی به معتمدین و ریش سفیدان منطقه حرمت میگذارد و به آنها خیلی اعتماد میکند .
روزی در فرودگاه تهران منتظر بودم که پرواز زاهدان را از بلندگو اعلام کنند و دیدم که سردار شوشتری به اتفاق چند نفر دیگر از فرماندهان همرزمش در سالن حضور دارند ، خیلی سریع خودم را به ایشان رساندم و سلام دادم ... ایشان انگار سالهاست مرا میشناسد به گرمی دستم را فشرد و گفتم : سردار من اهل زاهدان هستم .... ایشان مرا در اغوش گرفت و صورتم را بوسید و از شغلم پرسید ، من هم خودم را معرفی کردم و گفتم سردار من در زمان جنگ در لشکر 41 ثارالله بودم و شما در لشکر خراسان و به همین خاطر توفیق نبوده که در آن زمان همرزم شما باشم اما این برادر عزیز ( اشاره به یکی از همراهان ایشان ) را خوب بیاد دارم ...و بهر حال امروز شما رو در استان خودم بعنوان همرزم میشناسم و مطمئن باشید که دعای خیر مردم استان همیشه همراه شماست . خلاصه پس از کلی تعارفات معمول ایشان از من جدا شدند و رفتند تا سوار هواپیما بشوند . وقتی سوار شدیم ایشان در ردیفهای اول هواپیما بودند و من هم تقریبا" صندلی های وسط . در طول پرواز از جایم بلند شدم و رفتم نزدیک شان و اجازه خواستم که در طول پرواز گپی با ایشان بزنم که با خوشرویی قبول کردند ومن جایم رابا یکی از کسانی که در آن ردیف بود عوض کردم و نزدیک ایشان نشستم . شروع به صحبت کردیم ... خلاصه از هر دری صحبت شد گاهی صحبت از خاطرات جبهه وگاهی صحبت از خاطرات استان سیستان و بلوچستان و گاهی هم نصیحتهای دلسوزانه..... اصلا" دوست نداشتم به این زودی ها به زاهدان برسیم و بیشتر دلم میخواست به صحبتهای شیرین سردار گوش کنم ... اما زمان هم با من سر ناسازگاری گذاشت و در یک چشم بهم زدن به نزدیک زاهدان رسیدیم و ناچار شدم بروم و روی صندلی خودم بنشینم ....اما دلم پیش سردار جا ماند..نمیدانم چه حکایتی بود که او اینگونه دل و قلبم را ربود ....... اما اینگونه شد که من یکی از مریدانش شدم .

در روز تشییع پیکر پاکش ، همه آمده بودند از بلوچ و سیستانی و غیره و همه عزادار بودند در چهره هر کس که نگاه میکردی چشمانش از غم سنگینی حکایت میکرد و همه ناباورانه به تابوت حامل آن پیکر مطهر چشم دوخته بودند تا وداعی ابدی داشته باشند . روحش شاد
نکته : از اینکه در این چند روز وبلاگ را بروز نکردم از همه عزیزان عذر میخواهم . چون درگیر مراسم تشییع پیکر شهدا بودم . چند نفر از دوستانم هم در این حادثه شهید شدند . اما حرف برای گفتن زیاد دارم و قول میدم در اولین فرصت مطالب جدیدی بنویسم . اصلا" حال خوبی ندارم
چند روزی هست که یک شخص منافق با راه اندازی یک وبلاگ بنام " سیستان بازمانده تمدن افغانستان باستان " و گذاشتن کامنت در وبلاگهای مختلف ( البته اکثرا" وبلاگهای سیستانی ) سعی دارد که خود را سیستانی جا بزند و ادعا میکندکه سیستانیها ریشه افغانی دارند !
من قصد نداشتم که به این کامنت و ادعا جوابی بدم چون اینچنین آدمهایی ارزش وقت تلف کردن ندارند . اما امروز دیدم که بسیاری از دوستان و همشهریها در صدد پاسخ و بحث و جدل با این شخص هستند و من هم فقط بابت یادآوری چند کلمه ای را متذکر میشوم:
اولا" ایرانی و یا افغانی بودن برای کسی شانیت نمی آورد و طبق فرموده قرآن : بهترین مردم با تقوی ترین آنهاست . چه بسا یک افغانی در روستاهای دورافتاده و محروم افغانستان از صد تای ما ایرانی ها نزد خدا محبوب تر باشد و صد البته این شخصی که این وبلاگ را راه اندازی کرده از برادران بلوچ میباشد و چه خوب هست که در جمعه آینده در صف نمازجمعه مسجد مکی نگاهی به اطراف بیاندازد تا متوجه بشود که از هر صدنماز گزار ۵۰ تا افغانی هستند! پس چرا این اجداد و نیاکان ما در مسجد جامع نماز نمیخوانند؟ . پس جای دوری نروید
در ثانی : ایشان اصرار دارند که سیستان را جزوی از افغانستان قلمداد کنند ( با اینکه میدانم این ادعا فقط از سر نادانی ایشان هست ) اما عالمیان میدانند که افغانستان و بسیاری از کشورهای منطقه روزگاری قلمرو ایران بزرگ بوده . در خاتمه توجه این شخص را به عکس ذیل جلب میکنم که گویاتر از هر چیز است:
قلمرو امپراتوری ایران بزرگ در ۵۰۰ سال قبل از میلاد

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|