http://sistan-e-man.blogfa.com |
حدودا" چند سالی میشود که اختلاف بین سیستانی و بلوچ به حد اعلا رسیده و بی اغراق باید بگویم که در هر دو گروه افراد متعصبی هستند که به این اختلاف ها دامن میزنند ، اما دود آن به چشم همه میرود و تمام مردم استان از این قضیه متضرر میشوند ، نمونه اش ناامنی های اخیر هست که توسط عبدالمالک ریگی بوجود آمده و در این بین بیشترین ضرر ، متوجه بلوچستان شده تا سیستان .
در ایام طوفان گونو ، من برای امداد رسانی همراه با گروهی دیگر در بلوچستان حضور داشتم و در جکیگور با یکی از اهالی آنجا دوست شدم و از او راجع به وضعیت زندگی و کاسبی پرسیدم و جواب او برایم خیلی جالب بود چرا که تا آنروز فکر میکردم اکثر مردم بلوچستان از عبدالمالک حمایت میکند . اما او در جواب من گفت که خدا لعنت کند عبدالمالک را که باعث بیکاری عده زیادی از مردم جکیگور شده چرا که در سالهای قبل با هماهنگی دولت و نیروی انتظامی ، ما براحتی و با خودروهای خودمان از مرز رد میشدیم و از منطقه مند پاکستان وسایل و لوازمی مانند : برنج ، موز و انبه ، لباس و پارچه ، اجناس لوکس و خیلی چیزهای دیگر میخریدیم و به همان راحتی وارد کشور میکردیم و با فروش آنها هزینه زندگی مان تامین میشد و آمار ناامنی و جنایت در منطقه جکیگور و دشتیاری بسیار پائین بود که علتش هم اشتغال جوانان هست . اما از روزی که عبدالمالک در این منطقه چند نفر از پرسنل نیروی انتظامی را گروگان گرفت و یکی از آنها را کشت ، مرزها بسته شد و دیگر به ما اجازه تردد در مسیر مرز را نمیدهند و برای همین هم ما بیکار شدیم و هر روز مشکلات ما زیاد میشود که این سیل اخیر هم مزید بر علت شده و ...... باقی قضایا
البته در آن ایام با افراد زیادی در منطقه موصوف همصحبت شدم و به جرات میتوانم بگویم که همه آنها به عبدالمالک لعنت میفرستادند ، اما در این بین مزدورانی هستند که برای ماهی گرفتن از آب گل آلود ، دست به هر ترفندی میزنند و برایشان بلوچ و زابلی فرقی ندارد برای نمونه : در همین طوفان گونو که در کشورهای همجوار دهها کشته و زخمی داد ، در کشور ما خوشبختانه تلفات چندانی نداشت و علت آن هم اطلاع رسانی بموقع از سوی مسئولین بود و از همان روز اول وقوع حادثه ، دکتر دهمرده (استاندار) با هلی کوپتر به تک تک روستاها و بخش ها سرکشی کرد و مدت یک هفته در همان منطقه حضور داشت و پس از آرام شدن اوضاع به زاهدان بازگشت و همه ما در شبکه استانی هامون دیدیم که ایشان چه گزارشی به مردم ارائه کردند. اما برخی نان به نرخ روز خور ها از همان روز اول شروع به تخریب استاندار کرده و خدمات او را زیر سوال بردند و سخنان اخیر مولوی عبدالحمید هم که دیگر همه چیز را کامل کرد.
اما لازم است که به جناب مولوی عبدالحمید یاد آوری کنم که ما سیستانیها نمیخواهیم زابل گلستان شود ! مسئولین لطف کنند و ماسه های بادی و ریگ ها را که تا ارتفاع دو متر ، منازل ما را محاصره کرده تخلیه کنند ، زمین های کشاورزی را از زیر خروارها ماسه بیرون آورند ، مشکل تنفسی مردم را که بدلیل استنشاق گرد و غبار مسلول شده اند را حل کنند و ...
جناب مولوی عبدالحمید یادشان رفته همین ۵ سال قبل که مردم دشتیاری و سرباز و راسک مشغول فروش محصول موز و انبه و لیموی باغهایشان بودند و با صدور لوازم پلاستیکی ، موکت و فرش و بنزین و گازوئیل به پاکستان و وارد کردن هزاران نوع اجناس پاکستانی به ایران . خرج زندگیشان تامین میشد. در همان ایام پیرمرد زابلی با چشمانی اشکبار به زمین تفدیده اش که مملو از ریگ شده مینگریست ، پیرزن زابلی که چند سال قبل با دستان ترک خورده اش نان های داغ را از تنور خانه اش بیرون میکشید اکنون در مقابل تنها نانوایی روستا به صف ایستاده تا شاید نان لواش ماشینی با مزه جوش شیرین نصیبش بشود ، جوان زابلی که با مشقت دیپلم گرفت و اکنون به هر جا مراجعه میکند تا شاید بعنوان نیروی خدماتی در جایی مشغول بکار شود با جواب فعلا مجوز استخدام نداریم ! مواجه میشود و راهی بجز قاچاق گازوئیل به افغانستان پیدا نمیکند . خانه های مردم زابل تا همین چند سال پیش تا سقف زیر رطوبت و زه بود و طرح زهکشی هم چندین سال خیابان ها را به لجن زاری تبدیل کرده بود . هر روز بخاطر طوفان شن زندگی عادی مردم مختل میشد ، جاده های اصلی بسته میشد ، تنها پرواز فرودگاه زابل که در هفته یک الی دوبار انجام میشد بخاطر شرایط جوی کنسل میشد و نگاه مردم به آسمان بود تا شاید قطره ای باران دیدگان در حسرت آبشان را بشوید ، اما دریغ ... خیلی ها که خوشبین تر بودند منتظر سرریز آب از سد کجکی افغانستان ماندند ؟! اما خبر نداشتند که تمام آب پشت سد برای آبیاری زمین های زیر کشت خشخاش مصرف میشود تا در فصل بعد تریاک بیشتری تولید شود و جیب عده ای ...؟! را پرتر کند . مردم سیستان تمام فکر و ذکر شان این بود که امروز یک لقمه نان برای خانواده تهیه شود و فردا خدا بزرگ است . و به همین علت هیچگاه به فکر یاغیگری و شرارت نیافتادند . چون شکم گرسنه نان میخواهد و شکم سیر سرکش میشود . اما با تمام این سختیها و مشکلات تحمل کردند و چشم انتظار به یاری مسئولین نشستند و دم بر نیاوردند و هنوز هم بر این عقیده اند که خدا کریم است و بالاخره روزی مشکلات تمام میشود .
اما در آنسوی : جوانکی خام به نام عبدالمالک که پس از اینکه دید روزبروز وضع معیشتی بهتری در انتظارشان هست و خانه های چند صد میلیونی مثل قارچ سبز میشود و ماشین های آخرین سیستم در مقابل خانه عده ای !؟ پارک میشود و هر چه از مسئولین میخواهند سریعا" اجابت میشود . با خودش فکر کرد و گفت : بهتر است توقعات را بالا ببریم و مطالبات جدیدی از مسئولین داشته باشیم و برای شروع ، کشتن چند شهروند بیگناه بمب خبری خوبی است ، اما در بلوچستان نمیشود، چون خودم بلوچ هستم ، پس بعد از آنهمه بلایای طبیعی که بر سر مردم زابل آمد ، اینبار بلای دیگری نازل شد و تعدادی بیگناه را با لبانی تشنه و چشمانی در حسرت باران به خاک و خون کشاند البته با دستهای بسته ! و او خوب میدانست که جوان سیستانی هیچگاه زور بازویش به اسلحه نبوده و با دست خالی جلوی هر نامردی ایستاده همانگونه که در جنگ آوازه نام آنان در لشکر ۴۱ ثارالله ، رعشه بر اندام صدامیان انداخته بود .
اما مردم صبور ما همه اینها را تحمل کردند و گفتند : عبدالمالک که نماینده تمام مردم بلوچ نیست و اکثریت مردم بلوچستان با ما همدرد هستند و ما را درک میکنند ! اما حرفهای اخیر مولوی عبدالحمید ، همه آن رویاها را تبدیل به کابوس کرد و سیستانی برایش اطمینان حاصل شد که تنهاست ، و برای ما خیلی گران تمام شد که یک شخصیت مذهبی و معتبر بگوید : اگر در سیستان حادثه ای مثل حادثه اخیر طوفان گونو اتفاق افتد ، مسئولین تمام امکانات استان را به آنجا منتقل میکردند و .....
در انتها چیزی برای گفتن ندارم به جز اظهار تاسف برای کسانی که ندانسته و از روی غریزه ناسیونالیستی هر حرفی را بر زبان جاری میکنند و دل مردم داغدیده ای را بدرد می آورند . جناب آقای مولوی عبدالحمید عزیز : کمی انصاف داشته باشید
مژده مژده : در استان ما یک فرودگاه جدید احداث شده و ما خبر نداشتیم :
برای خنده ، فقط گوشه ای از مطلب را مینویسم و لینک کامل مطلب را هم برای علاقمندان در پائین گذاشتم :
سيستان فرودگاه شيطان
روزي در مجلسي نشسته بودم يك بزرگواري با سواد و نيمه عالم داشت براي عده اي چنين تعريف مي نمود: حضرت آدم و حوا در بهشت بودند شيطان آنها را فريب داد خداوند دستور اخراج همه را صادر فرمود حضزت آدم را در هندوستان بر زمين انداختند حضرت حوا را در عربستان و شيطان را در سيستان. با شنيدن اين حرف خيلي ناراحت شدم اما چيزي نگفتم باورم نمي شد سرزمين زيباي ما مهبط (فرودگاه ) شيطان باشد اما پس از آنكه آن ماجرا با من پيش آمد باورم شد كه واقعا راست است و شيطان عزيز در سر زمين سيستان فرود آمده اند.
و ادامه مطلب را بخوانید . خدایا شکر که دشمنان ما را اینگونه آفریدی .
باز هم دشمنان سیستان بر علیه ما دست بکار شده و دروغ! تحویل میدهند:
این مطلب را در یکی از وبلاگها خواندم و عین آن را برایتان میگذارم :
اگر رويا ساراني زابلي بود
اگر رويا ساراني زابلي بود و توسط بلوچها كشته مي شد چه مي شد؟
1- برايش چندين مجلس بزرگ برپا مي كردند و روحانيان ساعتها سخنراني و مداحان ساعتها نوحه سرايي مي نمودند.
2- برايش قبري بزرگ و زيارتي با شكوه درست مي كردند .
3- هنگام چهلم و سال و ايام مختلف جمعيتها كنار قبرش گريه و بر مظلوميت شيعه و مخصوصا سيستانيهاي ولايت مدار اشكها مي ريختند و مردم را بر انگيخته و از ددمنشي بلوچها سخنها مي گفتند و روزه خواني و گريه مي كردند.
4- رئيس محترم مجلس اين مصيبت بزرگ را به ملت ايران تسليت مي گفت و مجلسيها بودجه كلاني براي زابليهاي مظلوم تصويب و ارسال مي نمودند.
5- دهها بلوچ را دستگير و دهها بلوچ دستگير شده را اعدام و دهها نوزاد و مادر باردار بلوچ را در زايشگاهها و بيمارستانها به قتل مي رساندند. و همچنان طلبگار بودند.
6- صدا و سيماي سيستانيها يعني شبكه هامون و راديو زاهدان ساعتهاي زيادي را براي بيان مظلوميت اين خانواده اختصاص مي دادند و از مدرسه او و از دوستانش و پدر و مادر داغدیده اش مصاحبه ها ضبط و پخش مي كردند.
۷ - جناب دكتر شهرباري از داد زدن زياد گلويش را پاره مي كرد.
۸- نيروي انتظامي چند هزار نيروي مجهز را روانه بلوچستان مي نمود.
۹- اداره ثبت احوال نيز دست به كار مي شد و چند صد بلوچ ديگر را از رده خارج مي نمود و مشكوك التابعه مي زد.
۱۰ - و....
اما رويا بلوچي است آنهم سني مذهب بايد در سكوتي مطلق دفن و برای همیشه فراموش گردد.
به این دوست عزیز عرض میکنم که : اگر نمیدانید! بدانید که رویا سیستانی بود . و میگوئید که اگر او سیستانی بود مسئولین و مردم چنین و چنان میکردند ؟! لازم است بگویم که در فاجعه تاسوکی که آنهمه مردم بیگناه کشته شدند ، کدام مسئول و یا بقول شما رئیس مجلس پیام تسلیت صادر کرد ؟ و حتی مسئولین ما برای کشته شدگان عراق و فلسطین پیام تسلیت صادر میکنند اما برای سیستان اینگونه نبود ! حتی در حادثه دانشگاه ویرجینیای آمریکا ، رئیس جمهور و دیگر مسئولین دهها پیام ارسال کردند و با مردم آمریکا همدردی کردند ولی برای مردم سیستان هیچ کسی حتی یک اظهار تاسف هم نکرد ...! پس درد ما این است که همیشه سیستانی مظلوم بوده و بقول معروف :
دردم از یار است و درمان نیز هم .
وقتی مردم استان ما ( چه بلوچ و چه زابلی ) اینگونه فکر میکنند . پس وای بحال دیگران و در اینجا متوجه میشویم که عبدالمالک ریگی از لحاظ تبلیغات و جو روانی ، موفق تر از مسئولین بوده !
مطالب فوق از وبلاگ ذیل کپی برداری شده:
این آقایی که میبینید کسی هست که عامل کشتار دهها نفر از مردم بیگناه است و اکنون برای فریب افکار عمومی در حال گریه برای مردم بلوچستان است . البته به حال خودش گریه میکند

فقط ژست رو حال کنید : میز و صندلی و کامپیوتر ! البته فکر کنم فقط روشن و خاموش کردن آنرا بلد باشد
چند روزی هست که شایعاتی مبنی بر هلاکت عبدالمالک ریگی ! بگوش میرسد . البته دیگر برای ما فرقی نمیکند چون کسی که مثل موش در سوراخ قایم شده است ، مرگ و زندگی اش فرقی نمیکند. اما امروز چند تا مطلب جالب توجه ! در یکی از وبلاگهای طرفدار عبدالمالک دیدم که عین مطلب را مینویسم :
سازمان جندالله و جنبش ملی بلوچستان | اخبار بلوچستان
مدتی هست که برخی جریانات و عناصر مزدور در تلاش برای تخریب چهره سیستان میباشند و در این راه به هر حربه ای متوسل میشوند تا بلکه بتوانند نام بلند و پر افتخار سیستان را در اذهان عمومی تخریب کرده و در عوض برای خودشان موقعیتی دست و پا کنند . اما زهی خیال باطل ! چون سیستان و سیستانی در تاریخ جای خود را تثبیت کرده و از این بادها نمیهراسد. اما برای ما جای بسی خوشحالی و خوشبختی است که خدا دشمن ما را یه کمی ( البته یه کم زیاد ) بی منطق و ناآگاه به دانش و سیاست روز آفریده . حال با هم یک خبر مهم را می خوانیم :
زنان بلوچ از مراجعه به زایشگاه خود داری می کنند [اخبار بلوچستان]
به گزارش خبرنگار خبرگزاری تفتان زنان بلوچ از مراجعه به زایشگاه خود داری می کنند
خبرنگار تفتان در ادامه گزارش می گوید زنان بلوچ از نوع برخورد پزشکان با خود گلایه دارند و برخورد آنان را زشت و غیر انسانی معرفی می کنند و طبق گفته چند تن از زنان بلوچ تا کنون دهها زن باردار بلوچ در زایشگاهها به عمد توسط پزشکان زابلی کشته شدند.
این وضعیت و همچنین هزینه های سنگین بستری در زایشگاه سبب گشته زنان بلوچ زایمان در خانه را بدون داشتن امکانات بهداشتی بر رفتن به زایشگاه ترجیح دهند.
نوشته شده توسط تفتان بلوچ در يكشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۸۶و ساعت 20:09
حال خودتان قضاوت کنید . آیا این نحوه خبررسانی است ؟ اما فکر کنم که ایشان پس از مدتها تحقیق به عامل ناشناخته و مرموزی که باعث مرگ زنان باردار میشده پی برده اند و پیشرفت چشمگیری در علم پزشکی بوقوع پیوسته و عامل این بیماری نوعی ویروس بنام پزشکان زابلی هست...! البته ادامه این اخبار مهم را نیز بخوانید :
کارمندان زابلی مشغول دزدی هستند [اخبار بلوچستان]
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي دادگستري سيستان و بلوچستان با تلاش سربازان گمنام امام زمان باندي كه با سند سازي اقدام به بردن ارزاق عمومي و اقلام يارانه دار و كوپني مي كرد شناسايي و به دنبال آن تعدادي از كاركنان يكي از ادارت مرتبط نيز دستگير شدند.
بر اساس اين گزارش، در تحقيقات به عمل آمده بيش از 554 تن قند و شكر، 5/7 تن روغن نباتي و 85 تن برنج به ارزش بالغ بر 3 ميليارد ريال از كالاهاي اساسي به يغما برده شده مورد شناسايي قرار گرفت و اين افراد كه از اعتماد مسئولان در واگذاري حفظ و حراست از بيت المال نهايت سوء استفاده را انجام دادهاند برخورد قانوني صورت گرفت.
اين گزارش همچنين حاكياست متهم اصلي پرونده با قرار وثيقه 350 ميليون تومان در بازداشت به سر ميبرد و ساير متهمان هم با سپردن وثيقههاي سنگين در حال بازجويي هستند كه قرار مجرميت آنان به يكي از شعب دادگاه عمومي جزايي زاهدان در حال رسيدگي است
نوشته شده توسط تفتان بلوچ در شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۸۶و ساعت 20:59
خیلی جالبه نه ؟ حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را ..! کجای متن این خبر اسمی از زابلی برده شده ؟ که ایشان خیلی زود نتیجه گرفته که کارمندان زابلی مشغول دزدی هستند. اما فکر کنم که باز هم ایشان کشف مهمی کرده باشند و طبق آمار و اطلاعات بسیار موثق ، مشخص شده که صددرصد کارمندان ادارجات دولتی در استان زابلی هستند ! و آندسته از کسانی که اسم و رسم بلوچی دارند و در ادارات مشغول خدمتند مامور مخفی هستند که در لباس بلوچی و با فامیل بلوچی بعنوان نیروی نفوذی و مخفیانه در حال خدمت هستند...!
اما نوشتن اینگونه اخبار نه تنها به ضرر ما سیستانیها نیست بلکه بسی جای خوشحالی هم دارد و از اینگونه مطالب میتوان نتیجه گرفت که : دشمنان مردم سیستان حسابی در حال آتش گرفتن و سوختن هستند ( البته چون بدآموزی دارد نمیگویم کجایشان میسوزد ) و اینها نشان از عمق حسادت و کینه نسبت به این ملت زحمت کش و مظلوم دارد . خوشبختانه آوازه نام سیستان با تاریخ کهن ایران زمین عجین شده و یاد و خاطره پهلوانان و اسطوره های سیستان در بیشتر کتب تاریخی بجای مانده . البته از رشادت جوانان سیستانی در دوران جنگ هشت ساله که دیگر هیچ نمیگویم چون مثل روز بر همگان روشن است. البته لازم به یادآوری است که من به هیچ عنوان قصد توهین به ملت بزرگ بلوچ را ندارم و طرف صحبت من آن تعداد قلیل و اندک مزدورانی هستند که قصد بر هم زدن وحدت بلوچستان و سیستان را دارند و از این راه میخواهند به نان و نوایی برسند. این را گفتم که سوء تفاهم نشود .
برای اینکه دوستان بهتر بتوانند با دیدگاههای اینگونه افراد آشنا بشوند آدرس این وبلاگ مهم ! را در زیر گذاشتم :
و خوشبختانه از آن زمان تاکنون مساوات و عدالت برقرار شد و یک نماینده شیعه و دیگری اهل سنت انتخاب شدند و به مجلس راه یافتند .همه دوستان استحضار دارند که انتخابات دوره قبل( یعنی آقایان شهریاری و فروزش) تا حدودی حرف و حدیث و حاشیه زیاد داشت . بعضی ها گفتند که شهریاری اهل ائتلاف با اهل سنت نیست و بعضی گفتند که مولوی عبدالحمید او را دعوت کرده و او نپذیرفته و از این حرفهای پوچ ..... اما کمی انصاف داشته باشیم و منطقی فکر کنیم دکتر شهریاری اگر بدنبال کسب شهرت بود که خوشبختانه از ایشان مشهور تر کسی پیدا نمیشود . اگر بدنبال کسب در آمد بود که بازهم درآمد قبلی ایشان خیلی بیشتر از الان بود پس تنها دلیل کاندیداتوری ایشان فقط عشق به مردم و خدمت به استانش بود. وجدانا" بعد از قضیه تاسوکی چه صدایی رساتر از او در مجلس داشتیم که با همه درافتاد و همه مسئولین را زیر سوال برد ؟ در آن ایام حتی نمایندگان سیستان هم هیچ صدایی از خود بروز ندادند و ساکت نشستند تا گذر روزگار را نظاره گر باشند. سید صادق طباطبایی نماینده سیستان که معرف حضور همه هست ؟ او را به بی پروایی و شهامت در بیان میشناسند! اما از روز قضیه تاسوکی تا به الان کسی نمیداند که این سید بزرگوار سالم است یا خدای نکرده کسالتی دارد؟ چون خبری از او نیست. دکتر مختاری هم که ماشاالله دارد.
خوب حالا برسیم به دیگر نماینده زاهدان . آقای مهندس فروزش ! ایشان هم قبل از اینکه دستوری از زاهدان برسد حرفی نمیزند ! یعنی اصولا" هیچ حرفی نمیزند . اما چند روز قبل مثل اینکه دستور صادر شده و ایشان لطف فرمودند و نطقی ارائه دادند.البته ایشان خود را به آقای اعلمی نماینده تبریز که به نظر من آدم شجاعی است ، وصل نمودند و در جهت تخریب استاندار ( دکتر دهمرده) همصدا شدند. تا اینجای ماجرا بماند و حال قصد من از این مطالب چیست ؟
وبلاگ محترم مرز پرگهر سابق و زمان آنلاین فعلی که در خصومت با سیستان و سیستانی ید طولایی دارد ، امروز مطلب جالب و تا حدودی زیاد ، خنده دار نوشته و فرمایش کرده که مهندس پیمان فروزش تا امروز مرعوب افراد با نفوذی مثل شهریاری بوده و به همین دلیل غیر فعال و ساکت بوده !؟ اگر اینچنین است که بازهم گلی به گوشه جمال دکتر شهریاری که اینقدر نفوذ دارد و بدا به حال مهندس فروزش که با اینکه سوگند خورده در دفاع از حق مردم اسیر قدرتها نشود و بی مهابا حرف بزند ، اما از ترس دکتر شهریاری ساکت نشسته... خیلی جالبه ! شما را بخدا ببینید که برای تخریب یک نماینده مردمی و با جرات مثل دکتر شهریاری چه ترفندهایی که بکار نمیبندند؟ و همین آقایان به دکتر لقب جالبی دادند و به او میگویند نماینده سیستانیها در مجلس ؟! واقعا که چه مردم نمک نشناسی هستیم ما که خدمات او به سیستانی و بلوچ و غیر بومی را نادیده گرفتیم و او را به ناسیونالیست بودن متهم میکنیم بخوانید مطالب آقا محمود براهویی نژاد را :
اخیرا" آقای اعلمی نماینده محترم و شجاع تبریز در صدد برآمده اند که از رییس جمهور محمود احمدی نزاد بخواهند که در باره یک سری سخنرانیها، اقدامات بی مسولانه و غیرکارشناسی و سیاستهای خارجی تحریک کننده، به مجلس شورا بیاید و توضیح بدهد. او طی بیانیه ای از نمایندگان مجلس خواسته است که در صورت موافق بودن با مضمون بیانیه زیر آنرا امضا کنند. آقای پیمان فروزش نماینده گرامی زاهدان که تا بحال مرعوب افراد با نفوذی امثال شهریاری بوده و غیرفعال و ساکت بوده است .
با تحولات جو امنیتی وافزایش خوشونت در بلوچستان و شکستن دیوار ظلمت ترس، ایشان به ندای حق طلبانه نماینده تبریز پاسخ مثبت داده است و علیرغم ریسک پذیری زیاد برای از دست دادن بسیاری از مزایای دولتی و حتی کرسی نمایندگی در انتخابات آینده ،دیگر حاضر نیست که مثل بعضی افراد فرصت طلب، مردم خود را ارزان بفروشد و در جهت باد قدرت حرکت کند. من بعنوان یک شهروند زاهدانی برای اولین بار از داشتن چنین نماینده خردمند و شجاعی افتخار میکنم . امیدوارم که نمایندگان دیگر بلوچ از نقطه ترس عبور کنند و با جرات و شهامت که شایسته هر نماینده مردمی است همکار و همسنگر خود را در این حق طلبی ملی که آقای اعلمی پرچم دار آن است تنها نگذارند و موکلین خود را سرافراز کنند. کسانیکه حقیقت را میدانند و از ترس سکوت میکنند در خدمت ظالم قرار میگیرند یا به عبارت دیگر میتوان گفت که آنها مرده اند البته نه مرگ فیزیکی بلکه مرگ روانی و روحی.
رویا فراموشت نخواهیم کرد
رویا دختر معصوم بلوچ به جرم بلوچ بودن و سنی بودن بر درب خانه اش توسط خفاشان جنایت پیشه که بوئی از انسانیت نبرده اند گلوله باران شد و خونش بر سرزمین بلوچستان ریخته شد تا باری دیگر گواهی بر جنایت و سفاکی خون آشامان رژیم ضد بشری تهران باشد.
این اولین بار نیست که خون آشامان متجاوز به خاک و دین و ناموس بلوچستان چنین بی رحمانه و با قلبی مملو از شقاوت سرزمین بلوچستان را با خون کودکان و نوجوانان و زنان بلوچ رنگین می کنند قبلا هم سرزمین بلوچستان که همه چیزش مورد تاراج و چپاول استعمارگران و استثمارگران از خدا بی خبر قرار گرفته چنین شاهد خون ، ناله و فریاد کودکان ، نوجوانان و زنانش می باشد اما امروز وضعیت فرق کرده است و بلوچستان بپا خواسته است زیرا بلوچستان رهبر انقلابیش را یافته است که حاضر است در راه وطن و دین و ناموسش جانش را فدا نماید بلوچستان عبدالمالکی یافته است که با درایت و دیانتش و جراتش همراه با یاران با وفایش توانسته پوزه متجاوزان را به خاک بمالد.
قیام عبدالمالک رهبر انقلابی بلوچستان و دوستان هم رزمش مانند سیلی خروشان موجب بیداری مردمی در بلوچستان شد و امروز بلوچستان خود را باز یافته است و هرگز در برابر ظلم و ستم و تجاوز سر تسلیم فرو نخواهد آورد و به قول شیر مرد تاریخ بلوچستان یا زندگی با عزت و یا مرگ با شرف را می خواهد.
از همین جاست که این بار جنایتکاران جهت چاپلوسی برای اولین بار در تاریخ بلوچستان به خانه شهیده بلوچستان رویا رفته و از ترس اینکه شهادت رویا در این موقعیت حساس موجب انقلاب مردمی نشود می خواهند با فریب و نیرنگ و مکر و لبخندی مکر آمیز خانواده رویا را گول زنند اما کور خوانده اند و رویا دیگر تنها متعلق به خانواده اش نمی باشد بلکه متعلق به ملت بلوچ است و جوانان بلوچستان تا گرفتن انتقام خون رویا آرام نخواهند نشست و انتقامی سخت و تاریخی از جنایت پیشگان در بلوچستان خواهند گرفت و نشان خواهند داد که رویا تنها نیست و رویا فراموش نخواهد شد.
مسئله رویا وحشیانه تر از شهادت کودک فلسطینی محمد الدوری می باشد و جوانان بلوچستان حتی حاضرند جهت انتقام رویا بر خود بمب بسته و خود را فدای رویاها نمایند و طبق گزارشی تا کنون دهها جوان به رهبر انقلابی بلوچستان نامه نوشتند و خود را برای حمله استشهادی پیش کردند و مصرانه از رهبر محبوبشان خواسته اند تقاضای آنان را بپذیرد.
آقای سلیمانی و دهمرده این را به خوبی می دانند به همین خاطر به خانه رویا رفتند تا مانع اقدامات جوانان این دیار شوند در صورتی که قبل از رویا صدها کودک و نوجوان دیگر زیر پوتینهای پاسداران درنده خو له شدند و این دهمرده ها و سلیمانی ها خم به ابرو نیاورده و پوزخندی هم می زدند ولی می دانند امروز با آن روزها فرق دارد و الان رویاها برادرانی دارند که برایشان جان هم خواهند داد و نمی گذارند خون رویاها به هدر رود.
و به امید حق و با راهنمائی رهبر انقلابی بلوچستان ما جوانان بلوچستان انتقام رویا را خواهیم گرفت و درسی فراموش نشدنی به سران نظام خواهیم داد.
دلاور بلوچ
مطالب بالا از وبلاگ مثلا دلاور استخراج شده: البته در بحث شهادت رویا که هیچ حرفی نیست و ما هم منتظر محاکمه عاملین این فاجعه هستیم. اما قسمت آخر پست خیلی جالبه :
(مسئله رویا وحشیانه تر از شهادت کودک فلسطینی محمد الدوری می باشد و جوانان بلوچستان حتی حاضرند جهت انتقام رویا بر خود بمب بسته و خود را فدای رویاها نمایند و طبق گزارشی تا کنون دهها جوان به رهبر انقلابی بلوچستان نامه نوشتند و خود را برای حمله استشهادی پیش کردند و مصرانه از رهبر محبوبشان خواسته اند تقاضای آنان را بپذیرد.)
حقیقتا" اگر همچین آدم های با عرضه ای پیدا شوند که خیلی جالبه ! اما این آقایون زمان جنگ ایران و عراق کجا بودند تا از ناموس شون دفاع کنند ؟ البته معلومه در سوراخ موش !
بر اثر تیراندازی یک مامور نیروی انتظامی دختر دانش آموزی بنام رویا سارانی بشهادت رسید.
خبر بسیار تکان دهنده بود ، مادری که صبح دختر معصومش را با سلام و صلوات راهی امتحان نهایی میکند تا نتیجه یکسال زحمت دخترش و یک عمر زحمت خودش را ببیند و با دلشوره عجیبی که آنروز داشت ، لحظه شماری میکرد تا رویا برگردد و از او بپرسد دخترم امتحانت را چطور دادی ؟ اما در لحظاتی که منتظر صدای زنگ درب بود ناگهان صدایی مهیب فضا را به لرزه در آورد و قلب مادر را دچار اضطراب کرد و زمانی که سراسیمه از خانه بیرون دوید ناگهان با صحنه ای مواجه شد که ایکاش برای هیچ مادری تکرار نشود....... گلوله ای از تفنگی خارج شد که باید به سمت دشمن نشانه میرفت . چکاننده ماشه کسی بود که باید در مقابل دشمن شلیک کند. اما با یک حرکت کورکورانه از سوی کسی که بدترین تصمیم عمرش را در همان یک لحظه گرفته بود . قلب کوچکی از حرکت ایستاد و هزاران قلب دیگر را داغدار کرد. براستی تا کی باید شاهد اینگونه اهمال ها و قصور ها بود ؟ شهری که مدتهاست رنگ امنیت را بخود ندیده و از طرفی روزانه دهها و بلکه صدها خودروی گشت ویژه و ... را در معابر و خیابان ها میبینیم ، بجای اینکه با دیدن آنها احساس امنیت کنیم متاسفانه احساس ناامنی میکنیم. اینگونه موارد چه پیامی برای مسئولین دارد ؟ آیا وقت آن فرا نرسیده که وزیر کشور و فرمانده نیروی انتظامی محاکمه و برکنار شوند . آیا اینهمه کوتاهی و قصور از سوی ناجا کفایت نمیکند ؟ نمایندگان ما چه میکنند ؟ ائمه جمعه چرا از تریبون نمازجمعه این موارد را معترض نمیشوند؟ هر چه مسئولین در اینگونه قضایا کمتر صحبت کنند و توضیح بدهند ، دشمنان از فضای بوجود آمده سو استفاده کرده و فضا را ملتهب میکنند.
در حادثه شهادت رویای عزیز ، قلب هر شنونده ( از هر مذهب و قومی ) به درد آمد و ما منتظر محاکمه عامل یا عاملان این فاجعه هستیم. اما مزدورانی در این بین میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند. منجمله سخنگویان گروهک جندالله کسانی مثل محمود براهویی نژادhttp://marzeporgohar.mihanblog.com و دلاور بلوچhttp://delavar42.blogfa.com که اینها با کینه ای دیرینه بر علیه مردم مظلوم و رنج دیده سیستان مطلب مینویسند. در این حادثه بگونه ای مطلب نوشتند که گلوله ای از سوی تمام مردم سیستان خارج شده و بر قلب آن دختر معصوم نشسته ! اگر پستهای چند روز اخیر این دو وبلاگ و چند سایت و وبلاگ دیگر از این گروه را ببینیم به مطالب کاملا مغرضانه و کینه توزانه برخورد میکنیم:
همین مدیر وبلاگ مرز پرگهر یا زمان آنلاین در خبر روز اول نوشت : افسر نیروی انتظامی که یک شخص سیستانی ! هم میباشد بدون اینکه ایست بدهد و با علم به اینکه سرنشینان ماشین بلوچ هستند و حتی میدانست که دختر نوجوان هم در آن ماشین وجود دارد به سوی خودرو شلیک کرد !
حال شما کلاه تان را قاضی بکنید : کدام نیروی مسلح ( چه نظامی و چه غیر ) به عمد به سوی یک نوجوان شلیک میکند و میداند که در اثر کشته یا مجروح شدن طرف مقابل عاقب بدی در انتظارش میباشد؟ البته این آقایان طوری مطالبشان را جمع و جور میکنند که سیستانیها حکم مصونیت از طرف نعوذبالله خدا دارند که هر کاری خواستند بکنند و کسی به آنان کاری نداشته باشد. به وحدانیت خدا سوگند من قصد طرفداری از آن مامور خاطی را ندارم و در عوض خواهان اعمال اشد مجازات بر علیه وی هستم و کاری هم ندارم که او از چه نژادی هست . چون با اینکارش هم خانواده ای را داغدار کرده و هم ذهنیت مردم را بر علیه سیستانیها خراب کرده و بهانه بدست برخی مزدوران داده تا جو جامعه را بر علیه مردم سیستان مشوش بکنند ، مگر همین دو سال پیش گشت موتوری نیروی انتظامی در خیابان معلم زاهدان بسوی یک خودروی دوو که یک نوجوان سیستانی راننده آن بود شلیک نکرد ؟ مگر همان نوجوان در دم شهید نشد؟ آنموقع این آقایان کجا بودند ؟ چرا آنجا کسی اعتراضی نکرد ؟
پس میبینید که تمام این حرکتها حساب شده و همسو با گروههای مخالف میباشد. همین آقای محمود براهویی چندی پیش در مصاحبه با شبکه ماهواره ای صدای آمریکا علنا" از گروهک جندالله حمایت کرد و گفت که استان سیستان و بلوچستان تا چند سال پیش " بلوچستان و سیستان "بوده و زابلی ها ! از جای دیگر !؟ (حال معلوم نیست کجا ؟ شاید هم افغانستان ...! ) به آنجا آمده و نام نصرت آباد سنجرانی را به زابل یا سیستان تغییر داده اند و الان هم در صدد سیطره بر کل بلوچستان هستند.
البته حرفهای این آقا بسیار مهم بود چون باعث خنده ما شد و مدتها بود که اینقدر نخندیده بودیم. یکی نیست که بگوید معلم های سیستانی در دور افتاده ترین روستاهای بلوچستان با کمترین امکانات مشغول خدمت به برادران و خواهران بلوچ خود هستند و امروز اگر به آمار رجوع کنیم به نسبت مساوی سیستانی و بلوچ در ادارجات مشغول کارند و همچنین در دانشگاهها ، همین امروز نگاهی به وضعیت کشاورزی در روستاهای بلوچستان داشته باشیم و با روستاهای سیستان مقایسه کنیم ! مردم سیستان سالهاست که از خشکسالی و طوفان شن رنج میبرند و هیچ مسئولی هم نیست که کوچکترین قدمی برای حل مشکلات آنان بردارد. اما هر روزه شاهد افزایش خودروهای چند میلیونی و خانه های چند صد متری و قصرهای آنچنانی در مناطق بلوچستان هستیم ( البته بخیل که نیستیم خدا بیشتر بدهد از هر راهی که باشد ) ولی درد ما از این است که مزدورانی در فضای بوجود آمده پس از ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بدنبال کسب شهرت و موقعیت اجتماعی هستند و گذشته خود را فراموش کردند . من قصد توهین به هیچ کسی را ندارم اما خدا وکیلی در قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب وضعیت بلوچ و بلوچستان را به یاد آوریم و با الان مقایسه کنیم . مطمئنا" خیلی چیزها عایدمان میشود که شاید گفتنش برای بعضی ها ! یک مقداری گران تمام بشود. ضمنا" این آقایانی که میگویند سیستانیها از جای دگر آمدند و استان ما را اشغال کردند شبهای پنج شنبه سریال چهل سرباز را ببیند تا متوجه بشوند که سیستان یعنی چه ؟ فعلا" خدانگهدار
امروز میخواهم که یکی از خائنین و عوامل تفرقه را معرفی کنم . او کسی نیست جز محمود براهویی، به ظاهر روزنامه نگار سابق و مدیر وبلاگ های مرز پرگهر و زمان آن لاین . او از دشمنان سر سخت سیستان و زابلیها است. چندی قبل با شبکه صدای آمریکا مصاحبه داشت و شدیدا" از عبدالمالک ریگی حمایت کرده و میکند . اگر مطالب او را بخوانید . میبینید که در هر دو کلمه از اراجیفش ، ده کلمه از سیستانیها بد میگوید . او اعتقاد دارد که زابل بخشی از بلوچستان بوده و سیستانیها آنجا را اشغال کردند. و با وبلاگ دلاور که سخنگوی عبدالمالک هست . ارتباط نزدیکی دارد. مطالب او را بخوانید تا به عمق کینه و دشمنی او با زابلیها آگاه بشوید.
در آینده سعی میکنم او را بیشتر رسوا کنم. ضمنا اگر کسی از دوستان مایل به همکاری جهت رسوا نمودن اینچنین کسانی که دشمن سیستان هستند، میباشند به من اعلام نماید تا هم تبادل لینک داشته باشیم و هم همکاری. قربان خاک پاک سیستان و با آرزوی آمرزش روح شهدای مظلوم تاسوکی
آدرس وبلاگ خائن شماره یک:http://zamanonline.blogfa.com/
پس منتظر باشید و ببینید. خدانگهدار همه باد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|