http://sistan-e-man.blogfa.com |
همه ما این ضرب المثل یا شعر معروف را شنیده ایم که میگوید ذات بد نیکو نگردد جز به مرگ !
البته انتهای شعر را به گونه های مختلف نیز ارائه داده اند اما هدف من معنی شعر هست که امروز میخواهم در این خصوص صحبت کنم :
در استان سیستان و بلوچستان دو تیره عمده سیستانی و بلوچ سالیان دراز در کنار هم زندگی میکردند و مشکل خاصی هم به آنصورت نداشتند . اما پس از انقلاب عده ای با سیاستهای سلیقه ای و متعصبانه این جو آرام را ملتهب کردند تا بلکه خودشان از این آب گل آلود ماهی بگیرند. اگر یادمان باشد تاهمین چند سال قبل یک مدیر کل بومی در استان وجود نداشت و یا واضح تر بگم که اکثر مسئولین و مدیران بیرجندی و یا مشهدی بودند ! اما در این چند سال با تلاش و همت فرزندان این منطقه ، باعث شد تا بیشتر پست ها و مسئولیتها در اختیار افراد بومی قرار بگیرد واین جای بسی خوشحالی است ، اما امروز تعدادی از عناصر مزدور و بیسواد سعی دارند تا اوضاع را به هم بریزند و برای همین شروع کردند به تخریب چهره مسئولین بومی و حتی عده ای درصدد هستند تا چهره سیستان را نیز خراب کنند !
باید به این دوستان عرض کنم که : اگر هر اتفاق خوشایند و ناخوشایندی پیش آید، اگر حکومت فعلی عوض شود ، اگر کودتا شود ، اگر آمریکا به ایران حمله کند و هزاران اگر دیگر ......! تحت هر شرایطی باید سیستانی و بلوچ در کنار هم زندگی کنند و یا همدیگر را تحمل کنند ! این یک اصل است که به هیچ عنوان تبصره ندارد و شامل مرور زمان هم نمیشود . پس بیخود تلاش برای تخریب همدیگر نکنیم که فایده ای ندارد ، بعضی از دوستان بلوچ در وبلاگها و سایتهایشان دائم در حال خط و نشان کشیدن برای سیستانیها هستند و منتظرند که شاید ! روزی ورق به نفع آنها برگردد و آنروز همین افراد معلوم الحال برای نسل کشی سیستانیها آستین بالا بزنند !؟ اما به اینها میگویم که خیالتان راحت باشد مگر در خواب و شاید هم در گور این رویا را ببینید که کشوری مستقل بنام بلوچستان تشکیل شده . پس بجای این کارهای بیهوده و عبث بیائید کمی با خود بیاندیشیم که اگر شرایط زندگی و فعالیت اجتماعی برای بلوچ و اهل سنت مساعد نیست . چکار کنیم که این وضعیت بهتر بشود؟ و یا نظر مسئولین مثبت شود ، اما در کمال تاسف بجای اینکه بدنبال راه چاره باشیم بدنبال ایجاد تشنج و درگیری هستیم تا شاید از طریق زور به حق مان برسیم ! ولی آیا امروزه جبر و زور در دنیا کاربرد دارد ؟ آمریکا هم خیلی زور داشت ! چرا در عراق گیر کرده ؟ همین بحران لعل مسجد پاکستان ! چرا عده ای بیگناه کشته شدند ؟ برای اینکه چند نفر خودخواه و تشنه قدرت بدنبال اهداف خاص خود بودند و برای اجرای نقشه شان تعدادی طلبه مرد و زن را خام کردند و بنام اسلام آن فاجعه را بوجود آوردند ! آیا تمام کشته شدگان گناهکار بودند ؟ مطمئنا" که نه ... اما با یک حرکت اشتباه در لیست مجرمین قرار گرفتند . امروز هم یک فرد تشنه قدرت و شهرت ( عبدالمالک ریگی ) بدون داشتن هرگونه سواد و دانش و بینش سیاسی و با اتکاء به قدرت اسلحه ، با سوء استفاده از تعصب مذهبی تعدادی جوان ! داعیه مبارزه برای آزادی ایران و استقرار دموکراسی را دارد و برای اینکه دموکراسی و آزادی را برای مردم هدیه بیاورد ، از سر بریدن و ریختن خون مردم عادی هم هیچ ابایی ندارد!!! حال این فرد و افرادش که در کمال نادانی به خود جرات دادند تا اسلحه بدست بگیرند و جان خود را بخطر بیاندازند ، اما تعدادی دیگر در خانه هایشان و پشت کامپیوتر نشستند و پس از اینکه با فلان دختر چت کردند و چند تا سایت سکسی را تماشا کردند !!! شروع میکنند به نوشتن اراجیف در وبلاگهایشان و کاسه داغ تر از آش میشوند و هر چیزی را که دلشان بخواهد مینویسند ! بدون اینکه معنی آنرا بدانند و یا از عواقب آن باخبر باشند . که نمونه اینها زیاد است ( البته در پستهای قبلی چند تایی را معرفی کردم ) و جالبتر اینکه از نظرات مفید دیگران نیز واهمه دارند و قریب به اتفاق آنها قسمت نظرات را اول کنترل و سپس درج میکنند !؟ و این نشان دهنده ترس و خوف آنها از حرف حساب و منطقی است . نمیخواهم از سیستان جانبداری کنم اما یک حقیقت را با دلیل برایتان بازگو میکنم : اگر یک روز وقت بگذارید و به وبلاگها و سایتهای مخصوص سیستان و بلوچستان سر بزنیدبه یک نکته پی میبرید که تعدادی از طرفداران عبدالمالک یا بهتر بگویم خشونت ، در هر پست شروع به تهدید و توهین بر علیه سیستانیها میکنند و برای خراب کردن وجهه سیستان از هر حربه ای استفاده میکنند و برایشان فرقی هم نمیکند چرا که هدف آنان تخریب سیستان هست و بگونه ای مطلب مینویسند که از کوچک و بزرگ ، زن و مرد ، پیر و جوان سیستانی طرفدار حکومت و جنایتکارند و باید مجازات بشوند ! اما در آنسوی اکثر وبلاگهای سیستانی بسیار به ندرت به بلوچ توهین میکنند و اگر انتقادی هم دارند به عبدالمالک و طرفدارانش روانه میدارند . البته برای اثبات ادعای بنده میتوانید به این وبلاگها سر بزنید و اگر آدرس آنها را ندارید به من اعلام کنید تا برایتان ارسال کنم .
در انتهای مطالبم آدرس یکی از این وبلاگها را که فقط ادای روشنفکران و تحصیل کردگان را در می آورد و در واقع دست چپ و راستش را هم نمیشناسد برایتان میگزارم . و برای نمونه به قسمتی از افاضات این شخص اشاره میکنم که در جایی برای تخریب چهره سیستان و مظلوم نشان دادن بلوچ ها این مطلب را نوشته که : در منطقه شیر اباد ( محل زندگی آن شخص ) در ساعات مختلف روز برق را قطع میکنند ! علتش هم این است که جوانان بلوچ نتوانند درس بخوانند !!!!!!!! و مسئولین اداره برق هم همه سیستانی هستند پس جواب این معادله این است که سیستانیها میخواهند که بلوچها بیسواد بمانند ؟! و جالبتر اینکه عنوان کرده : اینک که من در حال نوشتن این مطلب هستم برق قطع شده و من با شمع تایپ میکنم ؟! ( کامپیوتر ایشان با شمع کار میکند ).
در خاتمه میخواهم خدای را شکر کنم بخاطر اینکه دشمنان سیستان را نادان آفرید .
http://www.shirabad.blogfa.com/ و ذات این شخص هم نیکو نگردد جز به ....؟
خدمت همه دوستان و عزیزان سلام و خسته نباشید عرض میکنم :
در پست قبلی من مطالبی را در خصوص عبدالمالک ریگی نوشتم و دوستان هم لطف کردند و نظرات متفاوتی ارائه دادند که هر کدام از آنها برای من محترم است ، اما بعضی از دوستان متاسفانه بجای اینکه نظر شخصی شان را بدهند فقط فحش و تهمت به این حقیر روا داشتند که به جز اظهار تاسف ! چیز دیگری نمیتوان گفت . و از این دوستان خواهشمندم که بجای اینکه وقت ارزشمندشان را به این حرفهای بیهوده تلف کنند ، یا اصلا" نظر ندهند و یا در مخالفت با نظر بنده مطلب بنویسند و از این فضای بوجود آمده در جهت القاء نظرات خود استفاده کنند و جای بسی شرمندگی و خجلت است که یک ایرانی با آن پیشینه تاریخی و با آن فرهنگ غنی از اینگونه کلمات استفاده کند البته دوستانی که مایلند نظرات این عزیزان را بخوانند میتوانند در قسمت نظرات پست قبل اینکار را بکنند. اما در خصوص این نظرات ، من هم حرفهایی برای گفتن دارم که واقعا" خواهش میکنم حتما" مطالعه نمائید و پس از آن باز هم نظر خود را برایم ارسال کنید .
اولا" : عده ای از عزیزان به بنده تهمتهایی از قبیل ، طرفداری از دولت ، طرفداری از ولایت فقیه ، طرفداری از بسیجیها و ...... زدند که لازم است بعرض برسانم :من بعنوان یک جوان ایرانی که در این مملکت زندگی میکنم تا به این لحظه از هیچ گروه و حزب و دسته ای طرفداری نکرده ام و فقط سرگرم زندگی و مشغولیات خودم هستم و حتی به حاکمیت فعلی انتقاداتی نیز دارم و بر این عقیده ام که حتما" لازم است که در وضعیت کنونی اصلاحاتی بوجود آید و آزادی ابراز عقیده بطور کامل اجرا شود که نمیشود ! و یکی دیگر از نظرات من برابری حقوق ادیان و مذاهب و همچنین اقلیتهای قومی و مذهبی است که در شرایط فعلی جهان ، باید در مملکت ما هم اجرا شود و همه افراد از هر قوم و قبیله و مذهبی که باشند با هم برابر بوده و در مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی بکار گرفته شوند . پس این مختصری ازعقیده و طرز فکر من بود که برایتان نوشتم .
دوما" بنده بر این باورم که : هر مبارز آزاده ای را باید پاس داشت . چون آنان هدف و آرمان بزرگی برای خود دارند و شاید هم هدف آنها در شرایط کنونی کار آمدتر باشد و من برای هر کسی که با فکر و عقیده مبارزه میکند احترام قائلم . مثلا" همین آقای نوری زاده ، من اکثر برنامه های ایشان را گوش میکنم و در هیچ کجای حرفهایش نشنیدم که به شخصی و یا شخصیت مملکتی توهین بکند و هر حرفی را که بر زبان می آورد برایش دلیل و سندی ارائه میدهد ، ولو اینکه آن سند و مدرک برای ما اهمیتی نداشته باشد و یا مسائل اعتقادی ایشان مورد تائید ما نباشد ، و یکی دیگر از مسائلی که ایشان رعایت میکنند دوری از خشونت و تروریسم است که در هر حال مردم را به مبارزه مسالمت آمیز و بدون خونریزی دعوت میکند و این به شخصه برای من مورد تائید است .اما سازمان مخوفی مثل منافقین ( مجاهدین خلق ) که فقط و فقط اسلحه و ترور را میشناسد و در جنگ هشت ساله هم بر روی هموطنان خودشان اسلحه کشیدند را به هیچ عنوان نباید یک گروه مبارز آزاده به حساب آورد .
اما اصل مطلب : مملکت ما تنها کشوری است که اکثریت آنرا شیعیان تشکیل میدهند و با توجه به در اقلیت بودن شیعیان در جهان اسلام ، لازم است که حکومت ایران از دیگر شیعیان جهان حمایت بکند و این دقیقا" همان چیزی است که دولتهای عربی ( وهابیون ) از آن نگرانند و از طرف دیگر چون ما اقلیت فارس هم هستیم باز هم عربها دل خوشی از ما ندارند و به بهانه های مختلف گروههای اپوزوسیون سنی مذهب ساکن ایران را بر علیه حکومت ایران و شیعیان تحریک و پشتیبانی میکنند که نمونه آنرا در خوزستان و بلوچستان و کردستان میبینیم . اگر سیاست حکومت ایران در قبال اهل سنت ایرانی این است که در فعالیتهای سیاسی بکار گرفته نشوند و از مسئولیتهای دولتی دور نگه داشته میشوند دلیل بر آن نیست که همه شیعیان ایران بر همین عقیده اند ، بلکه بر عکس بسیاری از مردم ایران منجمله خود بنده بسیار مایلم که اقلیتهای مذهبی ساکن ایران حتی غیر مسلمانان هم بتوانند در حکومت شریک شوند . اما شرایط امروز بگونه ای رقم خورده که مسلمانان اهل سنت جهان بخصوص عربها در تدارک برنامه های دراز مدت برای حذف کامل مذهب تشیع و بخصوص فارس ها از گیتی هستند و پیش قراول این جبهه گروههای القاعده و طالبان هستند که داغ ترین نمونه این ادعا : تهدید چند روز قبل ابو عمر البغدادی رهبر القاعده شاخه عراق هست که به صراحت قتل شیعیان ایرانی (فارس ) را واجب اعلام کرد و تهدید نموده که جنگ خونینی را بر علیه ایران تدارک دیده است ( البته از این تهدیدات باکی نیست چرا که این گروه هر روز مردم و ملیت های مختلف جهان را تهدید میکند ) و همه میدانند که ماموریت این گروه در عراق این است که با عملیات تروریستی به نسل کشی شیعیان بپردازند و مانع از تشکیل یک حکومت مردمی و قانونمند در عراق بشوند و مبارزه با اشغالگران عراق ( آمریکا و انگلیس ) فقط بهانه ای است تا ماندنشان را توجیه کنند و شاید بسیاری از ما در سایتهای مختلف اینترنتی صحنه های تکاندهنده و شنیع سر بریدن مردم عراق را دیده باشیم ! آیا اسلام و قران این را توصیه کرده ؟ و از همین صحنه ها میتوان به ماهیت کثیف این گروهها پی برد . البته این را منکر نیستم که گروههای شیعی تندرو هم هستند که عکس این قضیه را انجام میدهند .
حال با این مقدمه از عراق بیائیم بیرون . در استان سیستان و بلوچستان اکثریت ساکنین را اهل سنت تشکیل میدهند و در زمان های دور هیچ بحثی در خصوص شیعه و یا سنی بودن مردم استان مطرح نبود و همه مردم برادروار با هم زندگی میکردند . اما از روزی که القاعده اعلام موجودیت کرد و در بین تمام اهلسنت جهان جایگاه خود را شناخت ، شروع به تخریب افکار عمومی بر عیله شیعیان کرد و با هزینه های آنچنانی خیلی راحت توانست برای خود پیروان و هواداران دو آتیشه پیدا کند و یک نمونه آن عبدالمالک ریگی هست . که البته خود او ارتباط با القاعده را تکذیب نموده ولی من با دلیل توضیح میدهم که او هم یکی از جرثومه های فاسد و نوکر القاعده هست . اگر یادتان باشد در سال ۸۳ که گروهک جندالله به پاسگاه مرزی گدار ناهوک حمله کرد و اعضای آنرا گروگان گرفت فیلمی تهدید آمیز تهیه نمود و در سطح شهر زاهدان تکثیر کرد و در آن فیلم عبدالمالک با ریش بلند جلوی دوربین ظاهر شد و چند جمله ای که متشکل از بلوچی و فارسی و عربی بود بزبان راند . شکل ظاهری او کاملا" شبیه افراد طالبان بود و پس از آن فیلمی از صحنه سر بریدن شهاب منصوری ( برادر زن برادرش ) توزیع شد که خود عبدالمالک با صورت پوشیده متن حکم اعدام را خواند و سپس شخصا" آن جوان نگون بخت را مثل گوسفند سر برید و پس از آن هم افراد او شروع به شادمانی و تیر اندازی هوایی و قرائت قران کردند ( ببینید که چگونه اسم قران را خراب میکنند ) و جالب اینکه در مصاحبه ای این قضیه را تکذیب نمود و گفت : من به افرادم دستور دادم که او را گوشمالی بدهید و آنان بدون اطلاع من او را سر بریدند !!! یک انسان خیلی باید پست و ذلیل باشد که اینچنین دروغ بگوید . اگر تو اینکار را نکردی که حتما" کردی ! پس افرادت دست به این عمل زدند و این دقیقا" همان چیزی هست که القاعده در عراق انجام میدهد. و بعد از همه اینها فاجعه تاسوکی بوجود آمد و در فیلمی که تهیه و پخش شد خود عبدالمالک اعلام کرد که بدلیل اینکه نیروی انتظامی در فلان خیابان زاهدان به چند نفر از جوانان فلان طایفه اهلسنت شلیک کردند و آنان را بقتل رساندند ، پس چون جمهوری اسلامی مردم عادی ما را کشته ! ما هم در جواب این حرکت ، مردم عادی آنها را میکشیم تا با هم برابر بشویم!!!؟؟؟ و خیلی راحت تعدادی بیگناه را کشت و بعد هم ادعا کرد که ما به مسئولین حمله کردیم و هیچ مردم بیگناهی در میانشان نبود ! و من به شرافت خودم قسم میخورم که به غیر از سه نفر از آنان که مسئول حراست چند اداره دولتی بودند دیگران از مردم کوچه و بازار بودند و بیگناه و به جرم فارس و شیعه بودن بشهادت رسیدند ( البته هر کسی که این حرفها را قبول ندارد من حاضرم با هزینه خودم فیلم های مربوط را برایش ارسال کنم تا به عینه ببینند که عبدالمالک ریگی یعنی دروغ ) . در اینجا روی سخنم با هموطنان و بخصوص فارس های ایران هست : عبدالمالک ریگی درست است که یک جانی بیش نیست ! اما درس جنایت و دروغگویی و تظاهر را خوب بلد هست و حتی توانست شخص تحصیلکرده و سیاستمداری مثل علیرضا نوری زاده را هم فریب بدهد . البته علت اصلی معروف و محبوب شدن عبدالمالک در بین مردم ایران ، فقط رسانه های ما و بخصوص صدا وسیما هست که با سکوت معنا دارشان افکار عمومی را از جنایات عبدالمالک منحرف کردند و مردم استان سیستان و بلوچستان را با مصیبهایشان تنها گذاشتند که خود عقده ای بزرگ برایشان شد و خدا نکند که روزی این عقده سر باز کند. که شیعیان ایران نیز همچون عراق مقتدی صدر خواهند داشت و سپاه مهدی تشکیل خواهند داد ( اما امیدوارم که آنگونه نشود )
هموطنان عزیز : من نمیگویم که این حکومت فعلی ایده آل است و باید از آن حمایت کنیم اما اینرا میدانم که اگر روزی خدای نکرده کشور دیگری به ایران حمله کند و یا بیگانگان بر کشور ما مسلط شوند ، ایران عزیز ما میشود :عراق دوم ! اینرا شک نداشته باشید . و در آنروز تمام عقده هایی که این گروههای وهابی از حکومت ایران داشتند را بر سر مردم ایران خالی میکنند و همین عبدالمالک ها مردم ایران را به جرم ایرانی بودن در خیابان ها سر میبرند و هر روز صدای انفجار خودروهای بمبگذاری شده و افراد انتحاری در گوشه و کنار شنیده میشود .گروههای تروریست وهابی از افغانستان و پاکستان و دیگر کشورهای عربی به ایران می ایند و شروع به نسل کشی میکنند چونکه هدف بزرگ اعراب همین است : ایرانی و فارس در جهان وجود نداشته باشد . پس شما را بخدا برای یکبار هم که شده کمی در مورد عبدالمالک و افکارش تحقیق کنید ، اعمال گذشته او را ببینید و به اعلامیه ها و فیلم های آنان از روز اول تشکیل تا امروز دقت کنید ، شاید وقتتان را بگیرد اما ارزش دارد . آنان فقط تشنه خونریزی هستند آنهم خون ایرانی و شیعه ! و برای کشتارشان هم توجیه می آورند. من به جرات قسم میخورم که از تمام نیروهای نظامی که عبدالمالک آنان را کشت به جز سرهنگ شیبک ، دیگران همه در حد یک گروهبان بودند و بس ، اما همین شخص به دروغ آنان را سرهنگ معرفی کردتا با دلیل آنان را به قتل برساند . همه ما شاهد بودیم در اواخر سال قبل گروهک جندالله یک خودروی نیروی انتظامی حامل یک گروهبان و سه سرباز را گروگان گرفت و ادعا کرد یک سرهنگ که حامل پیام محرمانه و مهم از مرکز ! بوده را دستگیر کردیم و به همین زودی او را اعدام میکنیم و در مصاحبه ای که با سعید قائم مقامی ( مجری کانال یک ماهواره ) داشت این مسئله را اعلام نمود و زمانی که سعید قائم مقامی از او خواست آن افراد را آزاد کند و حتی بیشتر تماس گیرندگان تلفنی از او خواستند که آن فرد نظامی را آزاد کند ، اما عبدالمالک به هیچ کدام از درخواست های مردم توجهی نکرد و در کمال نامردی آن گروهبان را به شهادت رساند ، حال سوال من این است : در عصری که به نام عصر ارتباطات معروف شده و تمام اطلاعات و .... با یک کلیک از این طرف جهان به آنسوی جهان میرسد . آیا معقول است که یک پیام مهم و محرمانه نظامی از مرکز کشور به یکی از شهرهای دور افتاده بلوچستان توسط خودرو انتقال داده شود ؟
پس درخواست من این است که به هوش باشیم و از هویت و اصالت ایرانی ؛ آریایی خودمان حفاظت کنیم و مطمئن باشید که اگر بخواهیم کشوری آباد داشته باشیم حتی اگر بخواهیم حکومت را هم عوض کنیم اینکار باید بدست مردم ایران انجام شود نه عبدالمالک و یا کسانی که اصالت ایرانی آنها مورد سوال است . هدف عبدالمالک و طرفداران و هم فکرانش این است که بلوچستان از ایران جدا شود و با بلوچستان پاکستان و افغانستان خودمختاری اعلام کرده و یک کشور مستقل تشکیل دهند و برای رسیدن به این هدف خود را مدافع مردم ایران معرفی میکند و حتی اسم گروهک جندالله را که یک گروه تندروی اسلامی ، سنی و طالبانی هست بنام جنبش مقاومت مردمی ایران تغییر داد تا ثابت کند که در دورویی و نفاق شاگرد اول است . حال همه مردم ایران آدرس ایمیل و وبلاگ عبدالمالک را دارند و دوست دارم که از او درباره فعالین و مبارزین ایران و یا حادثه 18 تیر و یا مسائل مبتلابه کشور سوال کنید! اگر او مدافع و طرفدار مبارزه ایدئولوژیک و مردمی ایران هست باید اطلاعات خوبی داشته باشد و اگر هیچکدام را ندانست که ....... ولی کسی که آدرس وبلاگ رسمی گروهش را نمیداند آیا میتواند به سوالات مردم پاسخ بدهد . ؟! من که بعید میدانم .
در انتها لینک پیام تهدید القاعده را برایتان میگذارم: http://www.baztab.info/news/70988.php
امشب کسانی که مصاحبه عبدالمالک رو با علیرضا نوری زاده دیدند به یک سوتی حسابی پی بردند . البته سوتی که نه با این اشتباه پی به ماهیت و سواد اندک گروهک جندالله بردیم .
در انتهای مصاحبه وقتی که نوری زاده گفت آدرس ایمیل گروه جندالله رو برای اطلاع مردم بده . عبدالمالک با ژست مخصوص گفت یادداشت کنید و بجای ایمیل آدرس وبلاگ رو داد ! اونهم اشتباه ؟ چون وبلاگ گروهک جندالله در بلاگ اسپوت هست و او آدرس بلاگفا رو داد البته من خیلی سریع فهمیدم و اومدم که به همون آدرس یه وبلاگ درست کنم . ولی یه نفر از من زرنگ تر پیدا شد و زودتر اینکار رو کرد.
خلاصه آقای عبدالمالک واقعا که فرق ایمیل و وبلاگ و .... رو نمیدونه ! اصلا اون بیسواد رو چه به این حرفها بازم بگید چنین و چنان .
دوشنبه ۱۱/۴/۸۶ ساعت ۶.۳۰ عبدالمالک ریگی با تلویزیون کانال یک مصاحبه کرد :
این کانال تلویزیونی متعلق به شهرام همایون یکی از مزدوران فراری و ساکن آمریکا میباشد که تعدادی از عناصر مزدور و خود فروخته را دور و برش جمع نموده و به جوسازی و شایعه پراکنی بر علیه کشورمان مشغول است . که یکی از آنها علیرضا نوری زاده است ، او کسی هست که از دولت انگلیس حقوق میگیرد تا بر علیه ایران مطلب بنویسد و جالبتر اینکه : اگر پای سخنانش بنشینی بگونه ای صحبت میکند که انگار مهم ترین و محرمانه ترین خبرهای مملکت را از بلند پایه ترین مقامات کشور دریافت میکند . و بیشتر اوقات اینگونه بیان میدارد که مثلا : امروز یکی از فرماندهان ارشد سپاه با من تماس گرفت و فلان خبر را داد و یا بیشتر مقامات مهم و ارشد در وزارت اطلاعات ایران از دوستان من هستند و به من خبر میدهند !!! خلاصه که حسابی خالی بندی میکند .از اینها بگذریم
پس از فاجعه تاسوکی که اکثریت جامعه جهانی آنرا محکوم کرد ، همین آقای نوری زاده با عبدالمالک مصاحبه نمود و لکه ننگ دیگری بر دامان آلوده اش گذاشت و به عبدالمالک پیشنهاد داد که چون اسم گروهک "جندالله" اسلامی هست و بسیاری از گروههای اپوزوسیون یا کمونیست و یا لائیک هستند پس برای جلب نظر آنها بیا و اسم گروهت را عوض کن و عبدالمالک هم چون غلام حلقه بگوشی امر را اطاعت کرد و گروهکش شد :" جنبش مقاومت مردمی ایران " و بقول خودش اگر تا دیروز برای آزادی بلوچستان مبارزه ( بخوانید جنایت ) میکرده ، امروز برای آزادی ایران اینکار را ادامه میدهد. بهرحال که عبدالمالک و نوری زاده به گردن هم حق زیادی دارند . در مصاحبه دیروز هم نوری زاده پس از ابراز احساسات و خوشحالی بخاطر دروغ بودن خبر کشته شدن عبدالمالک ! مصاحبه مفصلی با او انجام داد و او هم با کمال بیشرمی ،هر چه دروغ در آستین داشت تحویل داد .
یکی از آن دروغ ها این بود که پس از خبر کشته شدن من مردم استان بسیار پریشان و ناراحت بودند ! (والا ما که به جز احساس شادی و امید چیز دیگری در چهره مردم ندیدیم ) و با کمال وقاحت خبر مذاکره دولت با گروهکش را اعلام نمود ( بدون شرح ) و جالبتر اینکه دولت از او استدعا و تمنا نموده که بیا و با ما مذاکره کن ! اما او گفته که حتما" باید یک نماینده از سوی سازمان ملل در این مذاکره حضور داشته باشد ! ( مثل اینکه باورش شده یه عددی هست ) البته او یادش رفته که در ذهن جوامع بین الملل اسمی بنام عبدالمالک و جندالله وجود نداره و اصلا" بحساب نمیاد چه برسد به اینکه نماینده ای هم حضور داشته باشه ( سازمان ملل هنوزم که هنوزه اسم سازمان منافقین را از لیست گروههای تروریستی پاک نکرده چه برسد به شما ) . اما اگر در مصاحبه دیشب خوب دقت کرده باشیم متوجه یک نکته میشویم که نوری زاده با زیرکی به عبدالمالک و همه مردم فهماند که تا چند ماه پیش گروهک جندالله شیوه طالبانی داشته و هیچگونه سواد و اطلاعات کافی در خصوص وقایع روزمره جهان نداشته و من بودم که او را بزرگ کردم و سر زبانها انداختم به این حرفهای نوری زاده توجه کنید :
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای عبدالمالک ریگی اجازه بدهید من سئوالی در پی همان انتقاداتی که داریم مطرح کنم من از شما سئوال میکنم این آقای ریگی که من الان دارم با او صحبت میکنم این عبدالمالک ریگی جوانی که من دارم با او صحبت میکنم آقای ریگی 4 ماه پیش نیست آدم یکسال پیش هم نیست دارد با زبان یک مبارز خردمند با زبان سیاسی صحبت میکند یک جوانی که زمانی در حوزه روحانی اهل سنت بوده به این شدت و با این سرعت این تحول روحی را پیدا میکند دیگر صحبت از جندالله نمیکند صحبت از جبههای بزرگ برای آزادی همه مردم ایران میکند انگشت فقط روی بلوچستان نمیگذارد بلکه همین الان صحبت از کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و غیره و تمام اقوام ایرانی سخن به میان میآورد خیلی خوشحالم این تحول را شما پیدا کردید حتما مطالعه کردید و آدمهای خردمندی مصاحب شما بودند......... توجه کردید ؟! خیلی راحت به او میگوید که آدم ۴ ماه پیش نیستی( یا اصلا" چهار ماه پیش آدم نبودی) و پس از صحبت با من رفتی و مطالعه کردی . و پس از آن هم عبدالمالک بادی به غبغب می اندازد و میگوید :
عبدالمالک ریگی : من دوست ندارم از خودم تعریف کنم من هم یک جوان بودم هیچکس دوست ندارد جوانی خودش را در چنین راهها و چنین وضعیتهایی که همیشه در خطر مرگ و ............................... ما را مجبور کردند که وارد چنین مسیری شویم زمانی که ما مبارزه را شروع کردیم بنده از قبل مطالعاتی داشتم و اینکه به شما رساندند که بنده طلبه حوزه علمیه بودم اینطور نیست من بطور مستقل در مدرسهای درس نخواندم البته مطالعات زیادی در مسایل دینی داشتم و پس از اینکه ما این فعالیتها را شروع کردیم من مطالعات زیادی روی جنبشهای سیاسی و جنبشهای چریکی در دنیا ، اسباب و علل رشد جنبشها و اسباب و علل تنزل و انحطاط جنبشها انجام دادم و هر چه مطالعات ما بیشتر میشد امید ما به پیروزی و خردگرایی بیشتر میشد .( خیلی دلم میخواهد بدانم که عبدالمالک قبل از اینکه مردم بیدفاع را در تاسوکی قتل و عام و یا بقول خودش فعالیت مبارزاتی اش را شروع کند ، چه کتبی خوانده و یا چه مطالعاتی کرده البته از حق نگذریم چه حرفهای قلمبه سلمبه ای یاد گرفته )
البته در طول مصاحبه بر همگان معلوم شد که نوری زاده مزدور هم با سیستانیها سر دشمنی دارد ، چرا که قضیه کشتار کرمان ( دارزین بم ) را عنوان نمود و اظهار تاسف کرد اما از تاسوکی هیچ اسمی بمیان نیامد . البته مطمئن هستم که قبل از مصاحبه هماهنگ کردند که اسمی از آن بمیان نیاید و بگونه ای صحبت شد که در استان سیستان و بلوچستان فقط بلوچ ساکن هست و سیستانی وجود ندارد و این قضیه را در اکثر مصاحبات و گفتگو ها دقت کردم و حتی در شبکه صدای آمریکا هم هر وقت صحبت میشود فقط میگویند بلوچ ها در ظلم و ستم هستند و فلان و بهمان . و انگار سیستانیها همه در ناز و نعمت بسر میبرند و هیچگونه مشکلی ندارند ( البته نیازی به دلسوزی این مزدوران هم نیست )
خلاصه که : ما بیصبرانه منتظر قسمت دوم مصاحبه جناب نوری زاده با عبدالمالک هستیم و آرام و قرار هم نداریم ( نکته : این حرف من نبود حرف افراد ذیل هست )
http://zamanonline.blogfa.com/
بعد از حادثه تاسوکی و شهادت تعدادی از هموطنان بیگناه بدست عبدالمالک ، عده ای بادمجان دور قاب چین که از بیکاری و خیابان متر کردن خسته شده بودند ! به شغل نا شریف مزدوری مشغول شدند و ثابت کردند که این همه سال وقت تلف کردند و زودتر از اینها باید به جاسوسی و مزدوری روی می آوردند چرا که در این رشته تخصص بسیار بالایی دارند !؟ یکی از آنها دلاور !!!! است که نمیدانم از چه بابت اسم خود را دلاور گذاشته ؟ اما کار به اسمش نداریم و از حق نگذریم بلندگوی بسیار خوبی برای جند الشیطان است و صد البته به خیال خام خودش خیلی هم سوات ( بخوانید سواد ) دارد و هرنسخه ای که عبدالمالک جانش برایش بپیچد ، اوخیلی سریع آنرا مصرف میکند و نیم نگاهی هم به محتویات نمی اندازد. اگر در این چند ماه اخیر و از سر بیکاری نگاهی به وبلاگ دلاور بیاندازیم به یک نکته پی خواهیم برد و آن این است :
گویا خود عبدالمالک و جیره خوارانش باورشان شده که در این جهان پهن آور عددی هستند و کسی آنها را به حساب می آورد ،اما در حقیقت آنها مهره های سوخته ای هستند که دیگر به هیچ دردی نمیخورند و باید به زباله دانی ریخته شوند و اگر هم در یک زمان خاص معروف شده و اسم در کردند،الان دیگر تاریخ مصرفش گذشته و به فراموشی سپرده شدند ، اما این گروهک ملحد خیلی بیش از حد خودشان را تحویل میگیرند و برای همدیگر نوشابه باز میکنند ، اما زهی خیال باطل که مگر خودشان برای همدیگر کلاس بگذارند و برای هم تعارف تیکه پاره کنند .
در جدیدترین اعلامیه صادره از سوی جندالشیطان تاکید شده که امیر !؟ به سلامت هستند و با گارد ویژه اش!!!!! در یکی از سوراخ های مستحکم منطقه قایم شدند و به همین زودی با یکی از تلویزیون ها و یا رادیو های مزدور تر از خودشان مصاحبه میکند. البته به این جمله " گارد ویژه " در یکی دو اطلاعیه اخیر نیز اشاره شده و حسابی باعث خنده مردم شد . اخه یکی نیست به اینها بگه : آدمهای ناحسابی مورچه چیه که کله پاچه اش باشه ، حالا چهار تا بچه رو دور و بر خودتون جمع کردید و با اغفال آنها به جان مردم بیگناه افتادید ،فکر کردید که یکی از ارتش های مجهز دنیا رو در اختیار دارید ؟ و یا به خیال خامتان گردان جنگهای نامنظم رو فرماندهی میکنید ؟ افراد شما فقط بلدند که ماشه را بچکانند و بس ... و فرقی هم نمیکند که لوله اسلحه به سمت افراد مسلح باشد یا غیر مسلح و یا زن وبچه ! و این را در تاسوکی و دیگر جاهایی که مرتکب جنایت شده اید به عینه نشان دادید . پس بدنبال راه دیگری برای کسب شهرت و معروفیت باشید چون حنای شما دیگر رنگی ندارد....
این هم اطلاعیه جدید گروهک جندالشیطان :
بسمه تعالی
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله ) شایعه ی دروغین دستگیری رهبری جنبش مقاومت مردمی را در پاکستان که توسط کمپانی های دروغ پراکنی رژیم انتشار یافته تکذیب نموده واعلان می دارد که رهبری جنبش ویارانش درپاکستان نبوده ونیستند تا هدف حمله ی نیروهای پاکستانی قرار گیرند .
جنبش باری دیگر اعلان میدارد که رهبری جنبش وگارد ویژه اش درپایگاه های مستحکم ونفوذ ناپذیر کوههای بلوچستان بسر می برند که هیچ راه نفوذی برای رژیم وعوامل مزدورش به این پایگاه ها نیست ودستگیری به جای خود بلکه رسیدن به پایگاه رهبری جنبش به امید حقّ چنان امری سهل وآسان نیست والا رژیم طی یک سال گذشته که هزاران توطئه نمود ومیلیاردها تومان هزینه صرف کرد موفق به انجام این کار می شد!
اما این شایعات دروغین هیچ تاثیر منفی درجنبش وفعالیت هایش نداشته ونخواهد داشت بلکه چهره ی مکّار ، دروغ پرداز رژیم را به نمایش گذاشته وحقیقت کذّاب ودجّال گونه ی پیروان خمینی را بیش از پیش برای ملّت شریف وستم دیده ی ایران آشکار می سازد وضعف وناتوانی رژیم را نمایان ساخته که جهت بقای خود در این عصر الکترونیک به چنین دروغ پردازی های شرم نام متوصل می شود واین امر باید ملت ایران را برای قیام عمومی علیه این رژیم ضعیف ، ناتوان و پوسیده آماده بسازد که با یک قیام می توانند پایه های سست رژیم آخوندی را از بیخ کنده وآزادی رابرای خود به ارمغان آورند
جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله )
باز هم بلندگوهای عبدالمالک به دروغ پراکنی مشغولند :
اطلاعیه ی جدید جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله )
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|