http://sistan-e-man.blogfa.com |
اجرای سناریوی تخریب سیستان و سیستانی مدتها است که کلید خورده و تعداد زیادی سیاهی لشکر و مزدور در آن ایفای نقش میکنند و در انجام هر چه بهتر نقش مربوطه از هیچ خواری و ذلتی هم فرو گذار نمیکنند ! چرا که هدف آنها تخریب وجهه موجه سیستانی در اذهان عمومی است . حتی اگر در این راه حیثیت و آبروی آنان در خطر باشد !!!!!
اگر یادتان باشد مدتی پیش شایعه ای در زاهدان پخش شد که جنازه چند زن بلوچ در اطراف زاهدان پیدا شده و در پی آن جنجال و هیاهو راه افتاد که : حتما" و حتما" و حتما" و بی شک این زنها توسط سیستانیها به قتل رسیدند ! (http://taftaan.blogsky.com/?PostID=149)
و با این خبر اولین جرقه برای یک سناریوی کثیف زده شد و این مزدوران با پخش این خبر سعی کردند که
اولا" : وضعیت امنیتی شهر را ناامن جلوه دهند چونکه مزدوران جندالله در این مدت نتوانستند عملیات خرابکارانه انجام دهند .
و ثانیا" : احساسات جوانان بلوچ را بر علیه سیستانیها تحریک کنند و برای همین هم از سوژه زنان استفاده کردند تا مسئله را ناموسی و حیثیتی نشان دهند .
و احتمالا" چند روز بعد شایعه میکنند که جنازه چند زن زابلی پیدا شده و ......
این یعنی تلاش برای درگیری مذهبی و فرقه ای ! و دقیقا" همان چیزی هست که قرار بود در چاه جمال ایرانشهر اتفاق بیافتد که خوشبختانه ناکام ماند .
و اما ادامه ماجرا را بخوانید که قاتل یا قاتلین در صدد انجام قتل دیگری بودند که خوشبختانه قاتل توسط زنان و با همکاری جوانان دستگیر شد ( http://taftaan.blogsky.com/?PostID=234) و حدس آنها درست بوده ! قاتل زابلی میباشد و از سوی اداره اطلاعات ماموریت داشته !؟ و قرار است که سی دی اعترافات او از سوی جندالله تکثیر و توزیع شود .
معلوم نیست که فردا کدام بدبختی را میگیرند و مجبورش میکنند که جلوی دوربین اعتراف کند . دقیقا" مثل شهید حمید کاوه و پس از آن هم جلوی دوربین تیربارانش میکنند .
البته این اعلامیه اخیر را هم بخوانید که قرار است این قاتل فرضی کلیه جنایات انجام شده در دنیا را اعتراف بگیرند ( http://taftaan.blogsky.com/?PostID=241) حتی ثابت شده هولوکاست وجود داشته و توسط همین زابلی ها بوقوع پیوسته !
نتیجه گیری اخلاقی : ما سیستانیها عجب بیرحم هستیم از هر فرصتی برای جنایت و قتل و غارت استفاده میکنیم و هیچ کسی هم با ما کاری ندارد ! حتی خانم دکتر سیستانی هم جنایت کار هست که با بیمارانش آنچنان که گفته اند ! برخورد میکند.
راه چاره : در خصوص اصلاح ما سیستانیها چاره ای نیست و ما از قرن ها قبل اینگونه بوده ایم و اینگونه هم خواهیم ماند. چون ما در عهدی که با خدا و مولایمان بستیم وفاداریم . و برای شما یک راه میماند و آن این است که :
: صبر کنید و سر پل صراط یقه تک تک ما را بگیرید !!!!
پس از اعدام دو مولوی خائن و جنایتکار که جنایات و جرم آنان بر همه ثابت شده بود ، اکنون مزدوران و پس مانده های جندالله و وهابیت سعی دارند تا از این فضا کمال استفاده را برده و با تشویش اذهان عمومی مانوری بدهند و عرض اندام کنند ، البته این نکته را فراموش نکنیم که گروهک جندالله از نظر حضور فیزیکی و انجام عملیات مسلحانه کاملا" تضعیف شده و کوچکترین تحرکات این گروهک زیر ذره بین نیروهای نظامی قرار دارد که بهترین نمونه آن : عملیات ناموفق چاه جمال بود که از لحظه ورود این تیم به مرز ایران تحت نظر بودند تا روزی که عملیات انجام شد . و خود جندالله هم کاملا" بر این امر واقف است که دیگر دست و پایش بسته است اما به لطف پیشرفت علم در جهان و دسترسی به اینترنت ، الان این گروهک فقط در حال ایجاد جنگ روانی هست و ولاغیر. واضح تر بگویم که اگر نگاهی به کارنامه این گروهک بیاندازیم فقط و فقط اعلامیه های مختلف و یکنواخت را میبینیم که در آن رجز خوانی و تهدید به چشم میخورد .
از زمانی که عبدالمالک ریگی به تور اپوزوسیون خارج نشین افتاد و از آنها خط و مشی گرفت و آنها هم با امکانات رسانه ای خود منجمله تلویزیون های ماهواره ای ، وی را حمایت کردند ! ورق برگشت و طلبه خشن و آدم کش دیروز شد مبارز سیاسی ! و اسم جندالله شد : جنبش مقاومت مردمی ایران !
بحث ما هم دقیقا" همین عبارت است یعنی جنبشی که از دل مردم بر خواسته و برای کل مردم ایران مبارزه میکند و برایش هم اختلاف مذهب و نژاد و زبان معنی ندارد ! به به چه حرکت خوبی ....... پس این گروه باید متشکل از تمام اقوام و مذاهب ایرانی باشد ؟ آیا هست ؟
دقیقا" چند روز پس از حادثه تاسوکی که اسم عبدالمالک مطرح شد . یک تماس تلفنی از لس آنجلس با او گرفته شد و قرار یک مصاحبه با شبکه ماهواره ای کانال یک متعلق به شهرام همایون ( ضد انقلاب فراری ) گذاشته شد و مصاحبه کننده آقای قائم مقامی بود که با اب و تاب از عبدالمالک ریگی تعریف میکرد و او را با پسوند جان ! خطاب میکرد . اما پس از چند مصاحبه گویا خط مشی آنان با جندالله خیلی فاصله داشت و ارتباط آنان محدود و محدود شد . اما .......... پس از آن آقای علیرضا نوریزاده ! که ایشان هم جلای وطن کردند از لندن با او تماس میگیرد و پیشنهاد بسیار وسوسه کننده ای مطرح میکند که هر دو طرف از آن سود میبرند ! و پیشنهاد این بود : آقای عبدالمالک ریگی چون گروه شما یک گروه مذهبی سنی هست و تا الان هم فقط افراد عادی و مردم بیگناه شیعه را کشتید ! پس در اذهان عموم وجهه منفی پیدا کرده اید و اسم جندالله هم مزید بر علت هست چون شما را همطراز القاعده و طالبان مقایسه میکنند و چون فقط به اسم بلوچ میجنگی پس این مبارزه محکوم به شکست است . البته از ادبیات بکار رفته در اعلامیه های شما اینطور برداشت میشود که سواد علمی هم ندارید ( البته ماشاالله سواد دینی زیاد دارند ) پس اگر موافقی بیا و دامنه مبارزه و فعالیتت را از بلوچستان به کل ایران تعمیم بده تا حداقل مردم غیر بلوچی هم که مخالف رژیم هستند به شما توجه ای بکنند و ضمنا" از این پس هر وقت خواستی اطلاعیه بدی حتما" با من مشورت کن ! و اینچنین بود که عبدالمالک ریگی شد غلام حلقه بگوش علیرضا نوریزاده . و اعلامیه هایی که از آن تاریخ به بعد در وبلاگ این گروهک دیده میشد بسیار با ادبیات روز و بقول معروف با کلاس بود ! که البته معنی هیچکدام را او نمیفهمید . در همان زمان جندالله اعلام کرد که ما هرگز بیگناهان را هدف قرار نمیدهیم و شیعیان برای ما قابل احترامند ! حتی یکبار هم خواستار ازادی آیت الله کاظمینی بروجردی شد !!!!
اما ............. یک تروریست که فقط خونریزی را میشناسد مگر میشود مبارزه مدنی کند و در این مبارزه کسی کشته نشود ؟ پس گهگاهی هم بدون اجازه اربابش چند تا اعلامیه یواشکی صادر کرد و شیعیان منجمله سیستانیها را تهدید به کشتن نمود !!!!! و در زیر چند نمونه از این تهدیدها که از سوی جندالله و اذنابش صادر شده را میبینیم . البته قبل از آن یک نکته را بگویم که عقده و کینه اینها شتری هست و چون از سیستانیها کینه ای دیرینه دارند پس تمام این تهدیدها متوجه سیستانیها است . اما این مزدوران هنوز ما را بخوبی نشناختند چونکه با تمام این تهدیدها و ناامنی ها هنوز جوانان سیستانی در بلوچستان مشغول زندگی و خدمت هستند و به اذن خداوندهیچ باکی هم از این تهدیدات ندارند.
اولین یاوه سرایی متعلق به مزدور پیری بنام محمد آرمیان است که مدتی از سوی دولت تامین گرفت و وقتی دید نمیتواند مثل آدم حسابی زندگی کند به خارج رفت و این نامه را مثلا" به رهبر انقلاب نوشته :
6) جناب خامنه ای، زابلی ها با حمایت بیدریغ نظام شما در عرض این بیست وهفت سال گذشته در حق مردم بلوچ بیش از حد بی چشم روئی کرده و به مال و جان این مردم تجاوز نموده و با مردم مان رفتاری زورگویانه و تحقیر آمیز و قلدرمنشانه داشته اند و ما مطمئن هستیم که اگر حمایت نظام در پشت اینها نبود هرگز جرات چنین رفتاری را با مردم بلوچ نمی کردند لذا تقاضای ما اینست که شما دست از این حمایت تبعیض آمیز بردارید و لطف بفرمائید همه زابلی ها را از بلوچستان به سیستان زادگاه خود شان منتقل نمائید و در انجا هر پُست و سمت و مقامی که به آنها بدهید ما هیچ اعتراضی نخواهیم داشت چون این حق مسلم انهاست ولی ماندن آنها در بلوچستان از این پس مورد اعتراض شدید ما مردم بلوچ است و این حق هرکسی است که مهمان زورگو را از خانه اش اول با خواهش بیرون کند و اگر نرفت با تودهنی و اگر باز هم نرفت با تبر و کارد و کلاش. اگر حضرتعالی بعنوان حاکم کشور این کار را با ابزارهای قانونی انجام دهید خیلی بهتر خواهد شد و اگر انجام ندهید مردم بلوچستان مجبور خواهند شد آنرا در جائی که قانون، منطق، دمکراسی و آزادی بیان نباشد با ابزارهای غیر قانونی انجام دهند البته پر واضح است که دفاع از حق وکرامت خویش در جائی که زور بجای قانون حکومت میکند نه تنها که امری غیر قانونی نیست بلکه امری بسیار ضروری و مشروع و منطبق با حکم الهی و تقاضای عدالت است. اگر نظام شما در نهان خود قانون سرش نشود مردم تحت ستم و تحت تحقیر بلوچ برای رسیدن بشرایطی عادلانه در زادگاه خود دست بهر اقدامی خواهند زد حتی اگر شما بجای بیست هزار نفر نظامی دویست هزار نفر را مامور حفاظت از طلم و لاقانونیت در این منطقه بکنید.
7) برای تخلیه بلوچستان از زابلی های ضد عدالت و رفتن آنها به زادگاهشان از قرار معلوم از سوی سردار عبدالمالک بلوچ که یک رهبر انقلابی در بلوچستان است مهلتی چند ماهه منظور کردیده است تا حکومت این تقاضای بحق مردم بلوچ را خود به اجرا درآورد و با این اقدام مثبت خود امکان هرگونه خشونتی در این رابطه را عملا از بین ببرد و اگر حکومت برای این تقاضای بحق و عادلانه مردم بلوچستان اهمیتی قایل نشد آنگاه تمامی این مردم دلیر وغیور برای احقاق حق و رفع ستم از خود طبق دستور رهبر عدالتخواه و جان برکف شان عمل خواهند کرد و تا به تمام آن حقوقی که تحت عنوان عدالت قرار میگیرند نرسیده اند دست از مبارزه نخواهند کشید.
خوب.. کینه اینها ریشه در تاریخ دارد و اما در ادامه ایشان اندکی پاچه خواری هم کردند و لطیف ترین و مهربان ترین و رئوف ترین شخص روی زمین را معرفی کردند :
سردار امیر عبدالمالک بلوچ بر خلاف تبلیغات گسترده ای که رسانه های شما براه انداخته اند آدمی خشن و جنایتکار نیست بلکه در حالت غیر جنگی و عدادی انسانی کاملا ملایم و رحمدل و عادل و اهل منطق است و خشونتی را که ظاهرا از ایشان دیده میشود در صحنه جنگ است و این تنها عکس العمل بسیار کوچکی است که در مقابل جنایات جورواجور و مکرر زابلی های اسلحه بدست در حق مردم بلوچ از خود نشان میدهد.
معنی صحنه جنگ را هم فهمیدیم : مواد لازم برای جنگ مورد نظر آقای آرمیان : ۱ -جاده ای که محل تردد خانواده ها باشد ۲ -حتی الامکان شب باشد ۳ -مردم عادی و بیگناه به مقدار لازم ۴ -تعدادی آدمکش حرفه ای و ترجیها" افغانی ۵ -طناب و چسب برای بستن مردم به مقدار کافی. نکته مهم :در این جنگ اصلا" وجدان را اضافه نکنید چون شور میشود . متن کامل ( http://www.taftaanb.blogfa.com/post-243.aspx)
خوب حال برویم سراغ جندالله : این بدبختها عجب گیری کردند هر بار که یکی از افرادشان گرفتار و یا کشته میشود سریعا" تکذیب میکنند اما در اصل تا ته میسوزند چون نفرشان کشته شده و نمیتوانند برایش تبلیغ انجام دهند مثل : شنبه زهی . حسین ریگی ( یاسر ) و همین مولوی های معدوم ، و همین آقایان که دم از انساندوستی و مبارزه برای ازادی ملت ایران میزنند اینچنین بر آشفته میشوند و برای چندمین بار مردم را تهدید میکنند :
همچنین جنبش مقاومت مردمی (جندالله) همانطور که قبلا اعلام کرده بود از همه غیر بومیان ساکن در بلوچستان می خواهد منطقه را ترک نمایند تا هدف حمله گروههای مسلح منطقه قرار نگیرند زیرا قبلا گروههای مسلح اعلام کرده اند در صورت اعدام شدن علمای ایرانشهر غیر بومیان را هدف قرار می دهند.برای بار صدم( جان مادرتان منطقه را ترک کنید )
البته این اطلاعیه با زیرکی خاصی نوشته شده : جنبش از مردم میخواهد که .... تا هدف گروههای مسلح قرار نگیرند ! یعنی ما که آدم نمیکشیم ! ما از روی خیر خواهی گفتیم .
یکی دیگر از مزدوران جندالله شکر اضافی خورده و جو روانی شهر را مثلا" توصیف کرده و از این طریق خواسته اندکی ترس !!!!!!! را چاشنی کند :
همچنین شهر زاهدان کاملا چهره ای نظامی به خود گرفته است و همه خیابانها و چهارراهها از مامورین رژیم پر هستند و هر چند متری نیروهای جنایتکار رژیم ایستاده اند و تمامی خودروها را مورد بازرسی قرار می دهند و وحشت بر چهره همه شیعیان ساکن زاهدان مشهود است.
عجب وحشتی بر چهره مردم مشهود است !
و برای اینکه سندی هم داشته باشد در یکی از وبلاگها کامنتی گذاشته و آنرا به یک جوان سیستانی نسبت داده و گویا آن جوان نماینده تمام شیعیان بوده که وحشت نموده !!!
نویسنده:
دوست گرامی جناب ابو عمار من یک اهل تشیع هستم و با خواهران و برادران اهل سنت هیچ گونه دشمنی ندارم دشمن ما فقط شیطان است. برادر عزیز از شما تقاضایی دارم و ان اینکه در مساجد اعلام کنید به بیگناهان کاری نداشته باشند ایا خدا را خوش می اید کس دیگری زنان و دختران بلوچ و علمای اهل سنت را می کشد انوقت ما جورش را بکشیم بخدا ما بیگناهیم و کاری به کار هیچ کس نداریم بخداوندی خدا قسم می خورم وقتی خبر به شهادت رسیدن سه زن بلوچ را شنیدم داشتم دیوانه می شدم از روی ترس این حرفها را نمی نویسم . الان خیلی از جوانها عصبانی هستند و خیلی ها سوگند یاد کرده اند که به افراد عادی حمله می کنند الان با این وضعیت خور و خواب بر ما حرام شده . امید وارم خبر خوشی از جانب شماها بشنوم . ممنون
البته این یکی بجای کلی گویی به جزئیات پرداخته و تهدید کرده که حتی زن و کودک سیستانی نیز از این کشتار در امان نیستند ! بخوانید :
و آن به اصطلاح خبرنگار زابلی که در گزارشش القائات نادرست خود را انتشار می دهد بداند فرقی بین او و آن کاسب و دانشجوی و کارمند زابلی که به شهریاری رای دادند نیست و حقا از بزرگ تا کوچکتان مستحق مرگی دردناکید چرا که در جنایات علیه ملت بلوچ متحد گشتید .
البته در این چند روز شایعه ای هم مبنی بر پیدا شدن چند جنازه زن بلوچ در شهر منتشر شد که تیم اطلاعاتی جندالله! سریعا" مجرم را شناسایی کرد و مثل اینکه سیستانیها در یک اقدام هماهنگ و دسته جمعی دست به این کشتار زدند :
کشف اجساد زنان بلوچ که زابلی های لجن آنان را بقتل رسانده و ....(http://taftaan.blogsky.com/?PostID=149)
البته هدف اصلی جندالله ایجاد جنگ مذهبی است که خوشبختانه در اینخصوص ناکام مانده اند و این دقیقا" همان چیزی بود که میخواستند در چاه جمال ایرانشهر انجام دهند و انفجار روز گذشته در شیراز هم خوراک تبلیغاتی خوبی برای آنها شد :
همچنین لازم است بدانید لرهای استان فارس که اکثرا در مناطقی همچون ممسنی ساکنند از شیعیان بسیار متعصب و تندرو بوده و اینان غالبا در قرارگاه های عملیاتی حضور فعال دارند گذشته از آن همین لر ها مانند قضیه زابلی ها در بلوچستان به منطقه خوزستان کوچ داده شده و تمام مناصب دولتی و نظامی در اختیار اینان است و اعراب سنی بومی هیچ امکاناتی ندارد
همچنین در خود استان فارس اقلیت بلوچ نیز ساکن است ( مانند طایفه اسماعیل زهی) و در شیراز بلوچ ها برای خویش محله هم دارند همانگونه که در مشهد نیز محله ایی کاملا بلوچ نشین داریم
نگرانی مردم از آن است مسئولان تصور نمایند سنی ها اینکار را کرده اند و به منازل اهل سنت یورش برند و شاهد اعدام و دستگیری اهل سنت در آنجا باشیم.(http://www.yekensan33.blogspot.com/)
و بعضی هم پیشگویی کردند :
بهر صورت اعدام این دو روحانی می تواند تبعات زیادی در امنیت و مسایل مربوط به آن (وحدت و...) داشته باشد . اعدام این دو عالم می تواند خوراک تبلیغاتی خوبی برای مخالفان نظام فراهم نماید. احتمالا شاهد نا امنیهای بیشتری در منطقه خواهیم بود. انشاالله و خدا کند
و صد البته شایعات را که دیگر نمیشود از آن گذشت :
امروز به طور وسیع این شایعه در میان مردم رد و بدل میشد که هنگامی که سخنران حسینیه سیدالشهدا در شیراز در مورد خلیفه دوم مسلمانان حضرت عمر فاروق سخنرانی میکرده و با الفاظ زشت و بی حرمتی ازاو نام برده است ناگهان یکی از خمپارههای تزئینی به جامانده از جنگ منفجر شده و مردم در تحلیلهای مذهبیشان این را معجزه عمر بن خطاب میدانستند.(http://taftaan.blogsky.com/?PostID=182)
شایعه بعدی رو هم داشته باشید :
خبرنگار تفتان از زاهدان می گوید طبق اخبار مردمی آخوند نکونام دو روز پیش بر اثر سکته مغزی به هلاکت رسیده است اما رسانه های رژیم از انتشار این خبر خود داری می کنند.هنوز این خبر از منبع موثقی تائید نشده است و خبرنگاران تفتان در حال تحقیق این خبر هستند و در صورت صحت برای بازدید کنندگان اعلام خواهیم کرد.(http://taftaan.blogsky.com/?PostID=186)
از خبرنگار تفتان میخواهیم که زودتر تحقیق کند چون آقای نکونام در اتاق کارشان نشسته و منتظر شنیدن صحت شایعه هستند تا اگر سکته کرده اند به دکتر مراجعه کنند !!
و زمانی که آب سر بالا برود قورباغه ابو عطا میخواند :
بنام پروردگارعدالت خواهان
حرکت جهاد اهل سنت ایران اعلان می نماید با توجه به ظلم ها وبی عدالتی هایی که در حق اهل سنت ایران صورت می گیرد و با توجه به نوپا بودن بیشتر ا فراد آن که از ا قوام مختلف اهل سنت ایران متشکل شده اند براثر حالت اضطراری بعد از اعدام دو تن از علمای مظلوم اهل سنت ایرانشهر رسما عملیات های خود را که قرا ربود از مهر ماه ۸۷آغاز نماید از تاریخ 25 فروردین ماه در شیراز آغاز نمود ه ودر این عملیات موفقیت آمیز مجاهدان راه حق موفق شدند بیش از بیست نفر رابه هلاکت رسانده و دویست نفر را زخمی نمایند و این اولین اخطاریست از طرف حرکت جهاد اهل سنت به حکومت گران ظلم واستبداد .. . .. که دروازه ی ظلم وستم را بر روی اهل سنت ببندد وحقوق ملی ومذهبی آنان که سی سال است توسط نمرود های زمان گرفته شده است را باز پس دهد اما در صورت عمل نکردن دولت به خواسته های اهل سنت واستمرار ظلم وستم بر جوانان وعلماء وتمام اقشار جامعه ی اهل سنت ایران . این حرکت آمادگی ضربه زدن بر ریشه های این نظام فاسد را در اکثر استان های کشور دارا می باشد و در هر زمان می تواند عملیات های خود را انجام دهد وچون حکومت استبدادی ایران در بیشتر نقاط کشور بر روی بیگناهان است مطمئنا ما هم به تمام اقشار شیعه مذهب خواهیم تاخت وبه هیچ کس اعم از زن ومرد وپیر جوان شان رحم نخواهیم کرد .
درضمن بخاطر این که مجاهدین بتوانند خود را به جای امن برسانند و گروه فرهنگی حرکت از آمار دقیق زخمی ها وکشته شدگان مطلع شوند اطلاعیه را دیربه اطلاع شما رساندیم حرکت جهاد اهل سنت ایران. منبع (http://taftaan.blogsky.com/?PostID=188 )
در نهایت : اگر شما در سوراخ هایتان قایم شده اید و یاوه سرایی میکنید و از پشت صفحه وب و وبلاگ مردم را میترسانید ما همچون زمان جنگ با صدام و حامیانش در میدان هستیم و خواهیم ماند چرا که :
ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند همچنان که بودیم.
بله درست شنیده اید : کشور بلوچستان
تا چند سال پیش کلماتی مثل استان بلوچستان و سیستان ، استان بلوچستان ، اقلیم خودمختار بلوچستان و ....... را گهگاهی از زبان بعضی افراد ساده لوح میشنیدیم و البته بجز خنده عکس العمل دیگری نمیشد که نشان دهیم ! اما امروزه اوضاع تغییر کرده و حرفهای جدیدی بگوش میرسد ! در چند سال اخیر استقلال بلوچستان و ایجاد کشور مستقل بلوچستان را در بسیاری از سایتها و محافل میشنویم که باز هم برای ما جای خنده دارد و اما چه کسانی خواهان ایجاد یک کشور مستقل بنام بلوچستان هستند ؟
در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب ، مملکت ما درگیر مسائلی همچون تحرکات گروههای ضد انقلاب و منافقین و پس از آن هم شروع جنگ تحمیلی بود که در این میانه بسیاری از مزدوران و نان به نرخ روز خورها در استان سیستان و بلوچستان با تجارت مواد مخدر ثروتهای هنگفتی را بدست آورده و آزادانه اقدام به ترانزیت مواد مخدر میکردند و از آشفتگی اوضاع کمال استفاده را بردند !
پس از پایان جنگ و تقویت نیروهای انتظامی در استان و کنترل مرزها ، عرصه بر اشرار تنگ شده و بسیاری از آنان به کشورهای دیگر گریختند و تعدادی هم به چنگ قانون گرفتار شدند امروز بعد از سه دهه که از انقلاب میگذرد ، سناریوی جدیدی از سوی اشرار دیروز ! و فعالان سیاسی امروز ! آماده اجرا هست که مهمترین آن ایجاد کشور بلوچستان است که متشکل از بلوچستان ایران ، بلوچستان پاکستان و قسمتهایی از مناطق بلوچ نشین افغانستان میباشد . بلوچستان پاکستان منطقه ای است تا حدودی خودمختار اما همیشه دچار التهاب و ناامنی هست و صد البته آرمان بلوچهای پاکستان با بلوچهای ایران از زمین تا آسمان فرق دارد چرا که مبارزه آنها ریشه ای تاریخی دارد و دارای اصول و حساب و کتاب هست ! اما برادران بلوچ ما در ایران امروز از خواب بیدار شده و هوس مبارزه کردند بالاخره سنگ مفت گنجشک هم مفت ! جناب امیر المومنین عبدالمالک ریگی اوضاع را حسابی شلوغ کرده و بلوچهای ایران در جهان معروف شدند و نام آنها از معروفیت در کنار القاعده و طالبان قرار گرفت و فیلمهای بسیار غرور آفرین سر بریدن توسط عبدالمالک ، در الجزیره و بسیاری از شبکه های جهانی بروی آنتن رفت ! همانگونه که فیلم های القاعده رفت ! و در کمترین زمان ممکن تمام مردم دنیا فهمیدند که طالبان فقط مختص به افغانستان و پاکستان نیست بلکه در ایران هم طلبه های بلوچ درس خشونت را خوب خوانده اند و اینچنین شد که بسیاری از گروههای شرور و مافیایی بلوچ ساکن در خارج از کشور به فکر ماهی گرفتن از اب گل آلود شدند و شعار ایجاد کشور بلوچستان مطرح شد ! اما این کشور پایتخت میخواهد ! بالاخره رئیس جمهور و هیئت دولت میخواهد ! خوب ، پایتخت کشور تازه استقلال یافته بلوچستان کجا باشد ؟ زاهدان ؟ کویته ؟ پهره ؟ خونه مون ؟ خونه شون ؟ ..............؟ این اولین اختلاف . حالا ، چه کسی رئیس جمهور بشود ؟ بگتی ؟ دوشوکی ؟ مینگل ؟ ملازهی ؟ عبدالمالک؟......؟ این دومیش . بعدش ، از پاکستانیها باشد ؟ از ایرانیها باشد ؟ از کدام حزب ؟ راجی زرمبش ؟ جبهه متحد بلوچستان ؟ جبهه فدرال بلوچستان ؟ ....؟ اگر از بلوچهای ایران باشد که مشکل دو تا میشود !؟ چون بلوچهای پاکستانی این گروههای مثلا" مبارز بلوچ ایران را اصلا" داخل آدم حساب نمیکنند تا چه برسد به آنها پست و سمتی هم بدهند ! در ثانی ، رهبران گروههای اپوزوسیون بلوچ که همه شان اشرار و آدم کش بودند و مشکل دارند و به احتمال زیاد از سوی شورای نگهبان کشور بلوچستان رد صلاحیت میشوند ! پس آقا قبول!! پایتخت را پاکستانیها تعیین کند و رئیس جمهور هم از شما باشد فقط این فرماندهی ارتش را به ما بدهید چون اولا" ما عقده کردیم که در جمهوری اسلامی به ما پست فرماندهی ندادند و دوما" تصمیم داریم از همین روز اول استقلال کشور عزیز بلوچستان ! به سیستان حمله کنیم و نسل هر چه زابلی هست را از روی زمین برداریم چون اینها خیلی به ما ظلم کردند !!! و بعد هم سیستان را ضمیمه خاک خودمان بکنیم . که این پیشنهاد هم با اکثریت آراء رد شد چون هر طایفه ای یک کاندید برای تصدی پست فرماندهی ارتش معرفی کرد و ائتلاف سفید هم فایده ای نکرد !!
حالا .... همه این مسائل را گذاشتند برای بعد !!! و قرار شد یک پرچم واحد برای این کشور انتخاب کنند که فعلا" موضوع انتخاب پرچم در حال شور و مشورت هست و تا این لحظه ۵۳۰۰ پرچم معرفی شده که به احتمال قوی از بین آنها ۴ تا انتخاب قطعی میشود و این کشور با ۴ پرچم معرفی خواهد شد.
و در نهایت بدلیل به توافق نرسیدن اعضاء !!! مقرر شد که عبدالمالک ریگی فعلا" به کشت و کشتار ادامه بدهد و هر روز افراد جدیدی را به خاطر همکاری با جندالله پای چوبه دار بفرستد تا متقاضیان کمتر شود و بعد از اینکه تعداد کم شد !! خوب دیگه انتخاب راحت تر میشود!؟ معادله حل شد و این اولین توافق گروههای اپوزوسیون بلوچ بود که در تاریخ ماندگار شد و این روز بنام روز وحدت نامگذاری شد .
مبارک باشد .
با سلام :
همه شما خبر را شنیده اید : اعدام دو تن از مولوی های ایرانشهر به جرم همکاری با جندالله..
اما از زمان انتشار این خبر ! جوسازی و تخریب شروع شد و گروههای وهابی حامی جندالله فریاد مظلومیت سر دادند که : علمای ربانی !!!!؟؟؟؟ ما را اعدام کردند و .........
اما لازم است که در خصوص این علمای ربانی مظلوم ؟! توضیحاتی داده شود :
مولوی محمد عمر سربازی که در سن ۸۵ سالگی فوت نمود به عداوت و دشمنی با تشییع معروف است و از هر فرصتی برای تخریب وجهه شیعیان استفاده میکرد البته با توجه به سن بالای او و احتمال اختلال در سیستم مغز و اعصاب وی ، کسی با او کاری نداشت و در منطقه سرباز گوشه نشین شده بود که در همانجا هم از دنیا رفت البته طرفداران وی برای اینکه از او نام نیکی برجای بگذارند بعدها شایعه کردند که او توسط اداره اطلاعات !! مسموم شد . حال باید پرسید که در زمانی که او جوان بود و دائما" بر علیه تشییع و نظام تبلیغ میکرد کسی با او کاری نداشت پس چرا باید در سن کهولت او را مسموم کنند؟
بالاخره بعد از مرگ او داماد و خواهر زاده اش یعنی مولوی عبدالقدوس ادامه دهنده راه وی شد و چه جانشین شایسته ای !!!! چون او هم کینه ای هزار ساله بر علیه شیعه را در دل داشت و تمام مردم ایرانشهر چه بلوچ و چه غیر ، موضع او را کاملا" میشناختند و مدرسه چاه جمال به پایگاه وهابیت تبدیل شده بود و بسیاری از طلاب میانه روی اهل سنت هم از این مدرسه فاصله میگرفتند تا برچسب وهابیت به آنها چسبانده نشود . البته در زمانی که عیدوک بامری زنده بود این گروههای وهابی از ترس او جرات عرض اندام بر علیه تشییع را نداشتند چون عیدوک یک شرور شیعه و متعصب بود که در مقابل مذهبش با کسی تعارف و شوخی نداشت و اگر دقت کرده باشیم تا زمان زنده بودن او بحث وهابیت و شیعه ستیزی در ایرانشهر بسیار محدود و معدود بود و درست زمانی که او کشته شد این گروهها و اشخاص جرات پیدا کرده و شروع به تبلیغ و مبارزه کردند که نمونه آن ملا کمال ، مولا بخش درخشان و عبدالقدوس بود . در زمانی که مدرسه چاه جمال محل تجمع وهابیون شده بود چندین مرحله مولوی عبدالقدوس به اداره اطلاعات ایرانشهر فراخوانده و در خصوص اقداماتش به وی تذکر داده شد و باز در همان زمان با وساطت و پا درمیانی مولوی قمرالدین ملازهی او را به حال خود گذاشتند و چون اقدامات عبدالقدوس فقط به سخنرانی در کلاس درس محدود میشد به همین دلیل اقدام به بازداشت او نکردند البته علت این امر فقط احترام به روحانیون اهل سنت بود اما صبر و حوصله هم حدی دارد .
از زمانی که به پیشنهاد مولوی یوسف سهرابی مبنی بر همکاری با جندالله ! فعالیت این مدرسه و مدیرش وارد فاز جدیدی شد . دیگر تساهل و تسامح کنار گذاشته شد و نظارت بر این گروه تشدید شد و تمام دیدارها و گفتگوهای این مولوی زیر ذره بین رفت ، تا زمانی که قرار شد با هدف تفرقه بین شیعه و سنی ، مسجد آل رسول شیعیان و مدرسه چاه جمال اهل سنت مورد حمله قرار بگیرد و منفجر شود و در این میان چند روحانی و فعال مذهبی از هر دو مذهب ترور شوند تا فضای روانی استان متشنج شود و تروریستها به اهداف خود نزدیک شوند. اما : و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین.
در یک اقدام غافلگیرانه این گروه از هم پاشید و نقشه خام آنان نقش بر آب شد و این خائنین هم به سزای اعمال ننگین خود رسیدند.
اما حامیان تروریسم در این چند روز قصد دارند تا جو استان را ناامن کنند و اعدام شدگان را بیگناه جلوه بدهند ! که لازم است به عرض برساند : مردم استان ما همه چیز را میدانند و دیگر حنای آنها برای مردم رنگی ندارد . در این چند روز اگر به وبلاگهای حامی تروریسم سری بزنیدمتوجه گزافه گویی اینها میشوید. که بعضی دم از کشتار روحانیون اهل سنت میزنند . در جواب اینها باید گفت که زمانی که روحانیون شیعه در استان ترور میشدند و کسی هم خبر نمیشد ! ایا شما اعتراضی داشتید ؟ یا در دل خوشحال بودید ؟ مگر ترور نافرجام امام جمعه ایرانشهر ( حجه الاسلام غضنفری ) و مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه ایرانشهر ( حجه الاسلام یعقوبی ) را کسی خبر شد ؟ حتما" خیلی از شما این خبر را برای اولین بار میشنوید! اما اینها حقیقت دارد و عامل اصلی این ترورها همین مولوی عبدالقدوس و یارانش بودند . یا زمانی که در حادثه روستای گورناک ایرانشهر ۳۲ نفر از بهترین فرزندان این ملت از گردان عملیاتی ایرانشهر مظلومانه شهید شدند و بدنشان مثله شد ! کسی اعتراضی کرد ؟ ولی در همان زمان همین مولوی محمد عمر سربازی و مولوی عبدالقدوس در تریبون نماز جمعه اعلام کردند که دولت جمهوری اسلامی مساجد اهل سنت را در گورناک تخریب کرد ! و زمانی هم که چند نفر از مولوی ها را به محل روستا بردند و از نزدیک مساجد را صحیح و سالم مشاهده کردند باز هم سعی نکردند اشتباه خود را جبران کنند و از طریق دیگر اقدام به فرافکنی کردند. اما آخر و عاقبت هر منافقی هلاکت و نابودی هست که انشاالله این هلاکت دامن عبدالمالک را هم میگیرد و دل خانواده های شهدا شاد خواهد شد .
البته از خوانندگان عزیز عذر خواهی میکنم چون بنده در یک مرخصی و تعطیلات طولانی بودم و فرصت نشد وبلاگ را بیشتر آپ کنم و این مطلب را هم بسیار با عجله نوشتم که اگر اشتباه انشایی و املایی داشت به بزرگی خودتان ببخشید و سعی خواهم کرد در پست بعدی جزئیات بیشتری در خصوص این گروهها و افراد در وبلاگ بگذارم . موفق باشید و نظر فراموش نشود .
در این پست قصد من فقط تبریک بمناسبت سال جدید بود اما ..........
از شما میخواهم که بدون هیچ مقدمه ای سری به نظرات قبلی بیاندازید و کمی .. فقط کمی تامل بکنید تا خیلی از حقایق بر شما اشکار بشود .
آیا در میان اینهمه مخالف ( عمدتا" اهل سنت ) یک آدم با وجود و با عرضه پیدا نمیشود که آدرس خود را بگذارد تا جواب را بشنود . چرا فحش ؟ چرا توهین ؟ اگر اجداد شما هم مثل خودتان بودند !!!! پس وای بحال ائمه ما چون واقعا" مظلوم بودند .
انشاالله تبریک سال نو و باقی قضایا در پست بعدی .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|